آیین نامه و اساسنامه گروه | تقویم ورزشی | گزارش برنامه ها | آموزشی | مقالات | یادداشت همنورد | شعر کوهستان | خبر | معلق نامه | ارتباط با ما |

هيئت كوهنوردي زنجان
فدراسیون کوهنوردی
پیش بینی آب و هوا قلل
قلمرو كوهستاني ايران
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی
نقشه كروكي قلل دنيا
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی کوهستان ایران
بيابانها و كوير هاي ايران
سایت کمپانی پزل
باشگاه كوهنوردان آرش
کوه mountain
باشگاه کوهنوردی آفاق(گرگان)
کوه و کلمه
فهرست وب سایت های ایرانی
دل مشغولی های من
گروه کوهنوردی آرامدلان
گروه کوهنوردی آلوارس
گروه کوهنوردی طلوع
گروه کوهنوردی دومان
گروه سنگنوردی Rockrovers
گروه سنگنوردی Crazy Of Rock
گروه كوهنوردي ايساكو( ايساكوه)
انجمن كوهنوردان ايران
سايت كوهنورد
تشكل هاي كوهنوردي ايران
راهنمايان كوهستان ايران
ديده بان كوهستان
سايت جامع گردشگري ايران
غارهاي ايران
معرفي كوهنوردان ايران
اخبار اورست
فريدون مشيري
climbing
صخره نوردي
مدرسه بين المللي كوهنوردي
كوه نوشت
كوهنوردي و سلامتي
شهر صخره ها
مجله جغرافياي جهان
هم طناب ( سنگنوردي)
راسخون
هيئت كوهنوردي گنبد كاووس
سايتهاي گردشگري جام جم
سايتهاي گردشگري همشهري
خانه كمانداران ايران
داغچيلار
خانه آفتاب
کوهنوردان سرزمین های دور
کوه قاف
آياز
قالب وبلاگ
::
شهریور 1389
::
مرداد 1389
::
تیر 1389
::
خرداد 1389
::
اردیبهشت 1389
::
فروردین 1389
::
اسفند 1388
::
بهمن 1388
::
دی 1388
::
آذر 1388
::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
مرداد 1388
::
تیر 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
افراد آنلاين :
تعداد بازديدها :
گزارش سبلان,جبهه جنوبی(گزارش منتخب جشنواره فیلم وگزارش کوهنوردی)
سبلان
در میان کوههای زیبای ایران زمین شاید سبلان یک استثنا است .
نمیدانم شاید بخاطر وسعت زیبائیش باشد یا به دلیل مردمان پیرامونش که بسیار سختکوش و مهربان هستند یا دامنه های سرسبز و بارورش یا طبیعت بکر و وحشی آن و یا شاید چشم انداز زیبایش و یا حتی پرتگاههای مخوف و وحشتناکش ، هرمهای مقدس و دست نیافتنی آن و یا بالاخره شاید دریاچه منحصر به فرد آن در بلندیها ، هرجه هست و نیست با یک بار دیدار و صعود ، خاطره های شیرین و حتی تلخ آن برای همیشه در ذهن نقش میبندد و قریب به اتفاق آنان دوست دارند که هر سال آن دیدار آشنا را تازه گردانند و البته کوهنوردان از این قائده مستثنی نیستند و رنج سفر را بجان خریده تا سبلان از کدام سوی اجازه رخصت و صعود بفرماید و دمی در کنارش پذیرایشان باشد و تشنه تر و خمارتر از پیش راهیشان سازد.

از آغاز هفته چشم به آسمان دارم و دست در دامن دوستان تا این سعادت نصیب کدام یک بشود با هرکس که گمان دارم درصدی تمایل دارد تماس میگیرم : یکی کار دارد ، یکی درس دارد ، یکی شاگرد ندارد ، آن دیگری در دسترس نیست ، یکی بهانه می آورد ، یکی می گوید زود است ، دیگری اظهار میدارد تعداد کم است ، خلاصه آخر از سر ناچاری محسن را در جریان میگذارم و با سبک سنگین کردن میگوید که آخر هفته برویم سه شنبه در جلسه گروه موضوع را مطرح و اصغر نیز تمایل به همکاری مینماید بدلیل برگزاری مراسم سالگرد (پدرم) در روز پنجشنبه مجبور میشویم برنامه را روز جمعه آغاز کنیم ، پنجشنبه بعد از مراسم خیلی دیر وقت بخانه می آییم ( َ30/12) علی و دوستانش هم زمان می آیند و چادر مسعود را به امانت در اختیارمان میگذارند ظرف نیم ساعت کوله ام را بسته و ساعت را روی َ15/4 کوک میکنم قرارمان ساعت 00/5 است ده دقیقه مانده به 00/5 روز جمعه 25/1/85 در میدان هنرستان منتظر محسن هستم محسن نیز در این ماه برنامه شفت را داشت که بدلیل هوای خراب و نبود نفر تا بحال این برنامه را اجرا نکرده است با هم به سراغ اصغر می رویم و هر سه راهی میشویم ساعت حول و حوش َ30/5 است نان تازه ای میخریم و در گرگ و میش صبح براه می افتیم در چشمه سیدلر صبحانه را که اصغر زحمتش را کشیده خورده و سریعا ادامه میدهیم مسیرمان : میانه – بستان آباد – سراب و سرعین است که ساعت 00/12 با عبور از روستای آلوارس و دقیقا 10 کیلومتر راه آسفالت به پیست اسکی آلوارس میرسیم .
هوا آرام است پیست اسکی تقریبا مشتری دارد آقای روحی را میبینم که سالهای قبل در صعود به هرمها در نگهبانی پیست با هم سلام و علیک کردیم بساط نهار را همانجا میگسترانیم و اصغر و محسن کباب میخورند و من هم سهم سارا را که همواره غذایش نصفه نیمه میماند وسایلمان را جمع و جور میکنیم و وسایل اضافه را در ماشین و اضافه تر از آن در کوله ها جای میگیرد محسن تماما رفتار و حرکاتش مطابق برنامه های گلگشتی است سبلان را با شفت قاطی کرده ، اصغر تجربه اش بیشتر است و تحمل حرکاتش راحتتر و قابل قبولتر .
کوله هایمان را به دوش کشیده و آماده هستیم . گرای سبلان و قله آن از پیست اسکی N است.
از راه خاکی چند ده متری مانده به پیست صعود را آغاز و خودمان را یواش یواش گرم میکنیم . گرای انتهای جاده خاکی در گرمای ظهر آب شده و به همراه خاک مسیر را گلی و صعود را مشکل و آنچنان دلچسب نیست به هر صورت ساعتی بعد به انتهای جاده میرسیم و ناگاه چشم اندازی بسیار زیبا ، عمیق ، گسترده و البته کاملا زمستانی جلوی چشمان پدیدار میشود .
از دیدن آن همه عظمت و زیبایی و گستردگی واقعا اعتراف میکنم که جا میخورم .
سبلان در نهایت قدرت و عظمت قد برافراشته و دره جنوب شرقی که ما در آن هستیم توسط شیبهای مخوف و راههای غیر قابل نفوذ به پای آن مرتبط هستند یالها و معابری که از سرعین مشاهده میشوند اکنون در انتهای دره و متصل به قله هستند عکسی از دره میگیرم ادامه راه خاکی فقط اندکی است و در پایان بن بست میشود و به محل چادر و گوسفند سرایی میرسد که اکنون در این فصل خالی است واقعا تشخیص و ادامه راه بسیار مشکل است ، جلوی رویمان دره ای گسترده و پربرف و دست چپمان یالی عظیم و مرتفع که نمیدانیم به کجا منتهی میشود اصغر نظرش این است که سوار یال شویم ولی بدلایلی نظر من این نیست و در ضمیرم معتقدم از دره مسیرمان را ادامه بدهیم تا بپای شیب قله برسیم و آنجا تصمیم بگیریم .
رابطه در هیچ کجا نه دیده ام نه خوانده ام و نه شنیده ام و از کوهنوردان و یاران عزیز دوست نیز کسی را سراغ ندارم که این مسیر را رفته باشد و یا اگر رفته اند بنده بی خبرم پس دودلی ها و سر درگمی های ما در دره پیش رو و گسترده جنوب شرقی در طول برنامه با تمام ریسکها و قبول خطرهایش شاید زیاد بی مورد نباشد به هر حال این از خصیصه های چنین برنامه هایی است که برای اولین بار اجرا میشوند
البته وارد شدن به دره چندان مشکل نیست ولی ادامه مسیر در آن مستلزم دقت و احتیاط است با پیشروی و افزایش ارتفاع متوجه میشویم که یال سمت چپ هیچ ارتباطی به مسیرمان ندارد و در اواسط یال تقریبا پرتگاهی و با پستی و بلندیهای بسیار توام است حوالی عصر تقریبا به انتهای دره میرسیم و قطب نما انحرافی را در مسیر جنوبی نشان میدهد (350 درجه) بارها و بارها چشمانمان را تیز میکنیم تا بلکه مسیری ، راهی را بسوی قله بیابیم که البته هر چه بیشتر می جوییم کمتر مییابیم ادامه را به فردا موکول میکنیم .
محل چادرمان ایده ال نیست و اصغر با کلنگ سنگها را از سر جایشان در می آورد تا بلکه سطحی صاف بسازد که بجای سطح صاف ، گودالی پدید می آورد و دوباره آن را با خاک و سنگ پر می کند روی برف میتوان چادر زد ولی اصغر مخالف است و اصرار دارد چادر را بر پا میکنیم ساعت َ30/16 هوا آرام ، سکوت مطلق حکمفرما ، مائیم و دره ای گسترده و ساکت با هر از گاهی صدای حیواناتی که نمی بینیمشان مدتی بعد من و اصغر برف می آوریم آب میکنیم چای میخوریم و چای میخوریم ، بسیار چای میخوریم و شام استانبولی میپزم بدون گوجه و رب که به همراه گوشت پخته و آماده ای که محسن آورده انصافا غذای خوبی از آب در می آید با نزدیک شدن شب و فرود تاریکی هوا متغییر میشود و ابرها سراسر منطقه را فرا میگیرند و هر از گاهی تگرگهای ریزی به دیواره چادر اصابت می کند ، محسن به شوخی می گوید فردا هوا خوب است ولی من و اصغر بعید میدانیم و پیش بینی هوا نیز از شنبه نیمه ابری و ابری و بارش را گفته است کیسه خوابهای پر عجب حالی میدهند و خستگی را کاملا بدر میکنند در طول شب دائم صدای حیوانات به گوش می رسد صبح ساعت 00/6 بیدار میشوم اصغر و محسن تکانی به خود نمیدهند با سر و صدای جابجایی وسایل آماده شدن چای بیدار میشوند چادر جمع شده و دوباره سر در گمی دیروز پیش می آید کجا برویم ؟ قطب نما میگوید اندکی باید به سمت غرب رفت تا در جهت جنوب قله قرار گرفت راه می افتیم .
با گذر از روی برفها و گاهی سنگها و یالهای کوچک از کنار سنگ بزرگی در وسط راهمان رد شده و در دست چپمان چند ده متری پایینتر محوطه ای را میبینیم که به اتفاق معتقدیم برای شب مانی و برقراری کمپ (اصلی) بسیار عالی است محوطه ای مسطح با زمینی از شن ریز و خاک مناسب بدون شیب و آبی در کنار آن در جریان رد میشویم و اندک اندک سوار یالی میشویم که به سمت غرب میرود آرام آرام ستیغ هرمهای ثلاثه مقابلمان آشکار شده و کم کم با ارتفاع گرفتنمان اشکالشان کامل میشود سه برجستگی عظیم سترگ پوشیده از برف و آثار ریزش بهمنهایی در پرتگاهها و شیبهایشان .
مسیر یخ و برف و سنگ و شن را در هم و برهم ادامه میدهیم و هر چه بیشتر میرویم دست راستمان عمیق و عمیقتر میشود در جایی کنار سنگی می ایستیم تا اندکی بیاسائیم اصغر و محسن کوله هایشان را زمین میگذارند و می نشینند و مشغول آب خوردن و سایر مواد و موارد می شوند .
تقریبا دارد یقینم می شود که مسیری بنام مسیر جنوبی اصلا وجود ندارد هر چه بیشتر میگردم و می بینم کمتر راهی می یابم و تماما شیب قائم و پرتگاهی که اصلا شباهتی به مسیر ندارند میگویم : بالاتر می روم تا ببینم وضع چطور است و راهی برای ادامه وجود دارد یا نه .
بدون کوله یال را ادامه می دهم از کنار یال می روم و دست راستم کوه عظیم سبلان به توسط دره ای غیر قابل عبور از یال زیر پایم جدا شده در ادامه و در دور دست یال منتهی به جایی و نقطه ای میرسد که یالی به طرف بالا و قله کشیده شده با قطب نما چک می کنم : هنوز تا چند درجه اختلاف داریم پس جای پیشروی هست برمی گردم در این فاصله دوستان چه خورده اند و چه کرده اند نمیدانم کوله هایمان را بدوش کشیده و یال را که قسمتهایی از آن سنگی است صعود و ادامه می دهیم محسن به نظرم می آید فشار بسیاری را تحمل می کند و اصغر بدنبالم می آید صعود را بسیار آهسته ادامه میدهیم تا بالاخره در ساعت 00/10 به نقطه ای موسوم به گردنه جنوبی می رسیم البته اسمش گردنه است سمت توسط شیب زیاد و شن اسکی و در انتها گرده مانند به قله می رسد و پایینتر : تماما عمودی و پرتگاهی و تنها راه دستیابی به گردنه جنوبی همان یال مسیرمان هرمها و گردنه جنوب غربی و دره عظیم زیر گردنه جنوب غربی که ما بالای آن هستیم کاملا نمایان است گرای منتهی به آن بالاها و قله دقیقا است و در طرف راست و چپمان نیز هیچ یال و مسیری دیده نمی شود پس یقینا این همان یال جنوبی است .

یادم می آید مسعود میگفت یال جنوبی یالی است که بسیار خوب و قشنگ از پایین دستها تا قله کشیده شده که البته هیچ از این یال خوب و قشنگ اثری ندیدیم چیزی که بیشتر از همه باعث تعجبم شده هیچ اثری ، نشانی ، ردی ، پرچمی یا نوشته ای است که از آغاز برنامه تا بدینجا ندیده ام و تا قله نیز ندیدیم آیا این مسیر واقعا این چنین بکر و دست نخورده است که تصور می شود برای اولین بار صعود میشود ؟ پرچمی قرمز رنگ بر روی شکاف سنگی در محل نصب می کنیم ساعت َ15/10 بدون کوله و تنها با کلنگ گام در یال تند و شن اسکی جنوبی می گذاریم .
در مسیر برفها و شن اسکی و سنگها در هم قاطی شده اند و پیدا کردن مسیر برای صعود سانتی متر به سانتی متر انجام می گیرد تا از شن اسکی شاید بپرهیزیم ولی گریزی از آن نیست اصغر بدنبالم می آید و برای اینکه فاصله نیفتد بسیار آهسته صعود میکنم یواش یواش فاصله ما از محسن بیشتر و بیشتر می شود و تا ما به پای سنگهای بزرگ انتهای شن اسکی برسیم بسیار پایینتر از ما قرار دارد احتمال می دهم برگردد چون سرعت صعودش مناسب نیست و دارد وقت از دست می دهد وقتی درگیر سنگها می شویم دیگر محسن دیده نمی شود راهی نه چندان آسان از میان سنگهای بزرگ که رفته رفته نرم و نرمتر شده و می شود با دقت راهی پیدا کرد اصغر را با کلماتی خوش و دلگرم کننده وادار میکنم که راه بیاید واقعا فشاری مضاعف را تحمل می کند و دست آخر می گویم : دریاچه ، دریاچه که البته حدس میزنم ارتفاع جنوبی دریاچه باشد و همین طور هم می شود اصغر بعدا گفت اگر آن شیب ، شیب دریاچه نبود دیگر نمی خواستم بیایم دست راستم و در دورها دور سنگ محراب را می بینم و مسیر شمال شرقی را با چند کلمه تشویقی دیگر اصغر بالای دریاچه می آید و همدیگر را در آغوش گرفته و تبریک و خسته نباشید میگوییم ساعت َ45/12 .
دریاچه پوشیده از برف و هیچ رد پایی حاکی از صعود نیز دیده نمی شود استراحتی می کنیم و عکسی می گیریم هوا تقریبا خوب است ساعت 00/13 تصمیم به برگشت می گیریم گرای مسیر برگشت از ارتفاع بالای دریاچه تا مسیر سنگی 140 درجه . از راههای برفکوبی مسیر رفتمان فرود می آییم آخر راهی جز این نیست و تماما پرتگاهی است و خطرناک با عبور از منطقه سنگی و فرود چند تکیه خطرناک و یک مسیر کوتاه بهمنی به شن اسکی می رسیم محسن را نمی بینم صدایش می زنم به نظرم از گردنه جنوبی صدایش را می شنوم و خاطرم جمع می شود مقداری به راست می کشم تا بلکه راهی ، چیزی ، مسیری بیابم هیچ چیز جز شن اسکی و شن اسکی و دست آخر شن اسکی تند و پرتگاه یکساعت و بیست دقیقه طول می کشد تا به گردنه برسیم محسن هیچ کاری نکرده و با تاکید اصغر تازه می خواهد چای درست کند و به گفته خودش خوابیده بود اندکی نصیحتش می کنم و آموزش .
از همان یال برمی گردیم نمی دانم اصغر شوخی می کند یا دارد از شدت فشار هذیان می گوید و اظهار میدارد که مسیر سمت چپمان است عجب آنکه در ه ای عمیق و بهمنی و پرتگاهی است . آنقدری می گوید و می گوید که دست آخر می گویم ..... و بوی قول می دهم که در گزارش این متشبه کردن مسیر را خاطر نشان خواهم کرد راستی آن رویم را بالا آورده می خواهم حسابی ادبش بکنم گرای برگشت از گردنه تا پای یال منتهی به گردنه و در اواخر با تمایل به جنوب است به همان سنگ بزرگ وسط راه می رسیم پایینتر محل کمپ که بوفت رفت شناسایی کرده بودیم قرار دارد محوطهای بسیار مناسب شب مانی و دارای آب یخچال و مسطح آنقدر خوب که بر سر محل دقیق چادر تفاهم نداریم به هر صورت چادر زده و تصمیم می گیریم شب را در منطقه بگذرانیم آفتاب لذتی میدهد اصغر زیر آفتاب لم می دهد محسن اینور و آنور میرود و مشخص نیست کارش چیست طبق معمول بنده هم مشغول رتق و وففق امور و درست کردن چای و قهوه برای آقایان هستم با محسن تمامی ظرفهایمان را از آب یخچال که چند متری از آن فاصله داریم پر می کنیم به نظرم زمین پشیده از رد پای حیوانات وحشی است و این موضوع را با بچه ها نیز در میان می گذارم تا حوالی عصر و تاریک شدن هوا درب چادر باز است علی رغم اینکه اصغر از این وضعیت ناراضی است چشم انداز منطقه بی نظیر است گرای مسیر برگشت فردا را می گیرم

شام به توصیه دوستان سوپ همراه گوشت آماده داریم البته باز به عهده من است سوپ غلیظ ، خوشمزه و خوبی را می خوریم پشت سر آن چای و باز هم چای و دست آخر در فراغت خاطر بداخل کیسه خواب می خزیم برعکس شب قبل اصلا خوابم نمی آید انگار تازه از خواب چندین ساله بیدار شده ام و خواب در کار نیست شبی آرام و دم دمهای صبح باد چادر را تکان می دهد معلوم می شود هیچ یک از دوستان دیشب نخوابیده اند ساعت َ30/5 بیدار می شوم چای درست می کنم و به صبحانه دعوت می کنم اشتهای چندانی نداریم فقط چای می خوریم و اندکی بیسکویت کرمدار اصغر از فکر صعود مجدد در این لحظه نزدیک است قالب تهی کند ساعت 00/7 آماده فرود و برگشت می شویم دست بردار نیست و دائم می گوید مسیرمان اشتباه است حتی با دیدن جای پای افتمان در صبح دیروز نیز قانع نمی شود به جهنم که قانع نمی شود در پایان و قبل از رسیدن به جاده خاکی از روی جای پای برفکوبیهای گذشته مان را هم را پی می گیریم شاید عمدا تا ثابت بشود که درست آمده ایم با چند متری پیشروی منظره پیست خالی است آقای روحی را می بینیم و بچه ها با عوض کردن 00/9 در پیست اسکی هستیم پیست خالی است آقای روحی را می بینیم و بچه ها با عوض کردن لباس راهی سرعین می شویم اولین کار اطلاع رسانی وضعیت برنامه به آقای میربهاء ، دبیر گروه است بدون معطلی دوشی در آبگرم گاومیش گرفته اندکی قدم زده و براه می افتیم اتفاق خاصی در میانه نهار را در رستوران خورده و تا از آنجا بیرون بیاییم باران شروع به بارش می کند حوالی ساعت َ30/16 در زنجان هستیم و هر یک خاطره صعود جبهه جنوبی سبلان را با خود به خانه می بریم تا باز ، کِی گذارمان این طرفها بیفتد .
نکات قابل ذکر :
1- مسیر جنوبی سبلان پیست اسکی آلوارس مسیری کاملا بکر و دست نخورده است .
2- افرادی که برای اولین بار این مسیر را می روند مسیر کاملا گنگ ، مبهم ، پیچیده و غیر قابل دسترسی به نظر می آید .
3- دقت ، احتیاط و پرهیز از عجله داشتن روحیه کوهنوردی و آمادگی جسمی بالا متضمن اجرای این برنامه است .
4- بهتر است محل کمپ اصلی را در پای یال منتهی به گردنه جنوبی برقرار نمود .
5- محافظت از چادر به هنگام ترک آن جهت صعود گردنه جنوبی و قله در منطقه کمپ بدلیل وجود حیوانات وحشی ضروری است .
6- اجرای برنامه زمستانی مسیر جنوبی مستلزم آمادگی بسیار بالا ، روحیه ای قوی و تجربه زمستانی و دقت و احتیاط فراوان است .
7- همانطور که طبیعت را بکر و زیبا ملاقات کردیم همانطور هم بدون آلودگی ترک کنیم .

همنوردان این برنامه :
1- اصغر محمدی ( دانشگاه علوم پزشکی زنجان )
2- محسن محمدی ( گروه کوهنوردی اورست زنجان )
3- سعید درگاهی ( گروه کوهنوردی اورست زنجان ) ( سرپرست ).
تهیه و تنظیم:
سعید درگاهی