|
گروه کوهنوردی اورست زنجان | ||
|
[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 9:45 ] [ MRZ ]
[ جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ] [ 11:11 ] [ MRZ ]
[ پنجشنبه چهارم فروردین 1390 ] [ 15:30 ] [ MRZ ]
[ سه شنبه دوم فروردین 1390 ] [ 14:56 ] [ MRZ ]
نوعی ابر بسیار جالب در شمال استرالیا و در ساعات اولیه صبح تشکیل میشود که شبیه رول یا استوانه است! طول این ابر به 1000 کیلومتر هم میرسد و ارتفاع آن بین یک تا دو کیلومتر است و با سرعت 60کیلومتر در ساعت حرکت میکند. دیدن چنین صحنه ای واقعا هیجان انگیز است!
ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 ] [ 11:6 ] [ MRZ ]
ارسال : طاهریان - منبع :سایت روزنه [ دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 ] [ 14:14 ] [ MRZ ]
[ یکشنبه پنجم دی 1389 ] [ 18:49 ] [ MRZ ]
مصاحبه از : محسن سعید زاده
باعرض سلام و تشكراز شما بخاطر وقتي كه در اختيار ما قرار داديد. لطفا خود را معرفي كنيد. محمد ميربها هستم حدودا از سالهاي 68 و 69 كوهنوردي مي كنم. نام محمد ميربها همواره با اولين صعود زنجانيها به ديواره علم كوه همراه است. در مورد آن صعود بگوييد (مورد سوال: زمان و چگونگي) سالهاي اول ورود من به عرصه بود و بيشتر سنگنوردي مي كرديم. آن روزها آقاي نجاريان مربي ما بودند. ايشان كلاسهاي كارآموزي برپا كردند و من هم توسط آقاي مهندس ببري به اين كلاسها معرفي شدم. آقاي صديقيان هم از مربيان ما بودند و به آموزش مي پرداختند و بسيار به ما كمك كردند. اين عزيزان ما را تشويق به كار و تمرين كردند و به بالاخره به سمت ديواره علم كوه سوق دادند. هنوز كسي از زنجان ديواره علم را صعود نكرده بود. دو سه نفر ديگر از دوستان بودند كه هرروز با همين انگيزه تمرين ميكرديم. پس از 6 ماه تمرين موعد اين صعود رسيد. تيرماه بود. با آقايان مجيد عمادي سيد علي هاشميان، آقاي حميد صديقيان و آقاي نجاريان به منطقه رفتيم تا كار را آغاز كنيم. روز اول گرده آلمانها را صعود كرديم تا هم هوايي هم انجام شود. روز دوم به قصد ديواره كار را از مسير فرانسوي ها شروع كرديم.با كوهنوردي از بروجرد هم هماهنگ كرده بوديم و من با ايشان همطناب شدم. آقاي هاشميان و آقاي عمادي هم يك كرده شدند. به هر حال پس از تلاش فراوان توانستيم ديواره را صعود كنيم و تا شب به قله برسيم. ولي چون دوستانمان كمي عقب مانده بودند به اجبار شب را در پناهگاه زير قله مانديم و فردا برگشتيم. آن روز روز خيلي خوبي براي من بود. خيلي خوشحال بودم اين خوشحالي نه فقط براي خودم بلكه براي شهرم نيز بود. به هرحال اولين بار بود كه از زنجان كسي ديواره را صعود مي كرد...
ادامه مطلب [ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 ] [ 19:3 ] [ MRZ ]
[ یکشنبه هفدهم مرداد 1389 ] [ 10:45 ] [ MRZ ]
در سایت کلوپ دماوند بود که با این گزارش برخورد کردم. گزارش صعود به نانگاپاربات بود با سرپرستی لیلا اسفندیاری. 27 تیر سال 87 روزی بود که این تیم موفق به فتح قله می شوند. شنیدن ماوقع قضایا از زبان سرپرست برنامه برایم بسیار جالب بود:
"اولين بار در فصل نامه كوه درباره نانگاپاربات خواندم و دومين بار متوجه اشتياق شديد حسين ابوالحسني براي صعود به اين قله شدم که شاید به خاطر نزديكي نامش با هرمان بول بود و سومين بار از كاظم فريديان شنيدم كه ميگفت آنجا بهمنهاي شن دارد . برايم جالب و غيرقابل تصور بود چون هنوز هيچ شناختي از كوههاي 8000 متري نداشتم. مورد ديگري كه در مورد نانگاپاربات برايم جالب بود بيس كمپ پايين اين قله بود. آن موقع حتي رفتن تا B.C برايم غير قابل تصور بود. مي گويند زندگي غيرقابل پيشبيني است اما به يقين تمام آرزوها و خواستههايمان ممكن و شدني هستند اگر با تمام وجود آنها را بخواهيم. بعد از سالها تمرين و تجربهي سختيهاي مختلف، روزي به اين نتيجه ميرسيم كه ميتوانيم گامهاي بزرگتري برداريم. نانگاپاربات بزرگ بود اما من هم ديگر خیلی كوچك نبودم و ميتوانستم با عزمي جزم كه ارمغان تجربههاي بزرگ و ارزشمند زندگيام بود به آن فكر كنم . از مهرماه سال86 به صعود نانگاپاربات فكر مي كردم اما موانع زيادي وجود داشتند كه بايد مورد تامل و بررسي قرار ميگرفتند"و
ادامه را در لینک زیر بخوانید: http://damavandclub.blogspot.com/2009/07/blog-post.html ارسال : حبیبه علوی [ دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 ] [ 11:38 ] [ MRZ ]
وقتی به قله می رسی ، در میان خنده وگریه ، در میان همهمه شادی همنوردا ، دوست داری سرت را سوی آسمان کنی و با تمام وجود فریاد بکشی که : خدایا ... ادامه مطلب [ پنجشنبه سوم تیر 1389 ] [ 8:24 ] [ MRZ ]
[ پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389 ] [ 9:49 ] [ MRZ ]
آيا هيماليا جاي مادران نيست؟ درحاليکه مرداني که به هيماليا مي روند اغلب صاحب فرزنداني هستند اما زنان هيماليانورد به ندرت مادرند. بعلاوه، مردان که خانواده را براي صعودهاي پرخطر ترک مي کنند، ستايش مي شوند اما اگر زنان چنين کاري انجام دهند مورد انتقاد قرار مي گيرند....... ادامه مطلب [ چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 ] [ 16:57 ] [ MRZ ]
همنورد عزیزمان جناب آقای ببری ریشه ضرب المثل ها و فولکلورهای ترکی را در کتابی به نام چرائی فولکلورها به رشته تحریر درآورده اند . مطالعه این کتاب به کلیه همنوردان توصیه میگردد.
[ چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 ] [ 10:37 ] [ MRZ ]
سبلان آتشفشان خاموش سبلان آتشفشانی خاموش است که شکل تقریبا مخروطی دارد و اکثرا از برف و یخ پوشیده شده است و چشمه های آب گرم و سرد معدنی فراوانی دارد و در حقیقت بلندترین کوه استان اردبیل محسوب می گردد . کوهستان عظیم وآتش فشان سبلان که به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از کوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشکیل شده است.....
ادامه مطلب [ سه شنبه هجدهم خرداد 1389 ] [ 16:46 ] [ MRZ ]
مطالعه کتاب "گزین گویه ها " اثر همنورد گرامی آقای ببری به کلیه دوستان و همنوردان توصیه میگردد . این کتاب چاپ انتشارات دانش بوده و موضوع آن کلمات قصار می باشد .
[ شنبه پانزدهم خرداد 1389 ] [ 10:57 ] [ MRZ ]
نمي خواهم بميرم نمي خواهم بميرم، با كه بايد گفت؟ كجا بايد صدا سر داد؟ در زير كدامين آسمان، روي كدامين كوه؟ ادامه مطلب [ سه شنبه یازدهم خرداد 1389 ] [ 9:48 ] [ MRZ ]
تغییر شخصیت در ارتفاع ارتفاع می تواند شخصیت فرد را کاملا عوض کند . اراده سست می شود ودوستیها در معرض تهدید قرارمی گیرد.یک از کوهنوردان می نویسد : (( دوست شما در شهر ممکن است در کوه دشمن شما شود.حتی خرناسهایش شکل تازه وطردکننده ای می گیرد. شوخیهایش در هنگام غذا خوردن ،صدای جویدنش، احساس شعفی که با آن بهترین لقمه ها را برمی دارد وبه ندرت آنرا پنهان می کند.طرزمضحک گام برداشتنش ، حتی پارگی لباسهایش ورنگ وصله کف جورابهایش ممکن است باعث تحریک وتنفری تحمل ناپذیر شود .)) ادامه مطلب [ دوشنبه دهم خرداد 1389 ] [ 12:21 ] [ MRZ ]
چند تا عکس هم از برنامه اجرا شده ی دینگه داغ ( مورخ ۷/۳/۸۹ ) آقای ندرلو برامون فرستادن . ...
ادامه مطلب [ یکشنبه نهم خرداد 1389 ] [ 9:25 ] [ MRZ ]
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت همنوردان چند تا عکس جالب براتون گذاشتم . نی دونم باید به ماشینها احسنت آورد یا به راننده هاشون ؟ نظر شما چیه ؟
ادامه مطلب [ یکشنبه نهم خرداد 1389 ] [ 8:24 ] [ MRZ ]
به نام حضرت دوست
آخرين ابيات زندگي وحشي بافقي در رسالهي نا تمام شيرين و فرهاد، به گفت و گويي ختم ميشود، قبل از عزيمت فرهاد به بيستون:
بگفت اين عشقبازان خود کيانند؟ بگفتا سخت قومي مهربانند بگفتش تا کي است اين مهرباني؟ بگفتا هست ، تا گردند فاني بگفتا چون فنا گردند عشاق؟ بگفتا همچنان باشند مشتاق بگفتش نخل مشتاقي دهد بار؟ بگفت آري ولي حرمان بسيار بگفتا درد حرمان را چه درمان؟ بگفتا واي، واي از درد حرمان بگفتا لاف عشق و ناله بيجاست بگفتا درد حرمان نالهفرماست بگفت از صبر بايد چاره سازي بگفتا صبر کو در عشقبازي؟! بگفت از عشقبازي چيست مقصود؟ بگفتا رستگي از بود و نابود بگفتش ميتوان با دوست پيوست؟ بگفت آري، اگر از خود توان رست بگفتش وصل به، يا هجر از دوست؟ بگفتا آنچه ميل خاطر اوست ز هر رشته که شيرين عقده بگشاد يکي گوهر بر آن آويخت فرهاد
ارسال : خسروی [ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 17:52 ] [ MRZ ]
داستان درباره یک کوهنورد است که میخواست از بلندترین کوهها بالا برود.او پس از سالها آمادهسازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود میخواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.شب بلندیهای کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمیدید. همه چیز سیاه بود. و ابر روی ماه و ستارهها را پوشانده بود.
ادامه مطلب [ سه شنبه چهارم خرداد 1389 ] [ 8:24 ] [ MRZ ]
اورست «الهه مادربرفها» محمد حسن نجاریان
چقدر مطلوب است گاهی با خود خلوت کردن و خیلی سوالهایی که برای بعضی ها مطرح است را،از خود پرسیدن.که مثلا که هستیم؟که باید باشیم؟چطور باشم بهتر است؟آیا اینگونه بودن ثمری دارد یا نه؟ویا در بعد ورزشی آ چگونه باید باشم؟چقدر باید اوج گرفت؟با چه قیمتی در راه رسیدن به هدفی باید از جان مایه گذاشت؟
ادامه مطلب [ یکشنبه دوم خرداد 1389 ] [ 12:59 ] [ MRZ ]
عکس ذیل توسط سازمان ناسا از ناحیه شمال ایران گرفته شده است - در عکس شهر رشت و سد منجیل براحتی قابل رویت میباشند.
ارسال : طاهریان
[ چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389 ] [ 12:34 ] [ MRZ ]
این رودخانه که در رشته کوههای ماکارنای کلمبیا واقع شده است بر اثر مواد آلی موجود در رودخانه دارای جلبکهای رنگارنگ بر کف خود میباشد
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 ] [ 9:26 ] [ MRZ ]
غار "چال نخجير" دليجان واقع در جنوب شرقي استان مركزي با بيش از 70 ميليون سال قدمت يكي از زيباترين غارهاي طبيعي جهان است..... ادامه مطلب [ سه شنبه هفدهم فروردین 1389 ] [ 13:18 ] [ MRZ ]
نگاهي بر تاريخچه گروه کوهنوردي اورست - فصل دوم گرچه چون کوه به دامان افق منظر ماست منت پاي بسي راه گذر بر سر ماست همچو زنبق نشکفتيم در آغوش چمن گل کوه ايم که از سنگ سيه بستر ماست با ورود به سال جديد در سال 79 اولين دوره از مجمع عمومي گروه در تاريخ 30 اردي بهشت تشکيل مي شود که طي اين جلسه چند ساعته عمکرد گروه مورد بررسي قرار مي گيرد ، مسئولين کميته ها گزارش فعاليت هايشان را ارائه مي کنند ، هيات مديره جديد از طريق انتخابات مشخص مي شوند و آنها نيز به نوبه خود مسئولين جديد کميته ها را معين مي کنند. اين رويه طي سالهاي بعد نيز ادامه ميابد..... ادامه مطلب [ سه شنبه دهم فروردین 1389 ] [ 11:49 ] [ MRZ ]
با تو و براي تو اي بهترين با تو همه ي رنگهاي اين سرزمين را آشنا مي بينم. با تو همه ي رنگهاي اين سرزمين مرا نوازش مي كنند . با تو آهوان اين صحرا دوستان همبازي من اند. با تو كوهها حاميان وفادار خاندان من اند. با تو زمين ، گاهواره اي است كه مرا در آغوش خود ميخواباند. ابر حريري است كه بر گاهواره ي من كشيده اند. و طنابِ گاهواره ام را مادرم ، كه در پسِ اين كوهها همسايه ي ماست ، در دستِ خويش دارد. با تو دريا با من مهرباني ميكند . با تو سپيده ي هر صبح بر گونه ام بوسه ميزند. با تو نسيم ، هر لحظه گيسوانم را شانه ميكند. (با تو من با بهار مي رويم.) با تو من در عطر ياسها پخش ميشوم. با تو من در شيره ي هر نبات مي جوشم. با تو من در هر شكوفه مي شكفم. با تو من در طلوع، لبخند ميزنم. در هر تندر ، فرياد شوق مي كشم. در حلقوم مرغانِ عاشق مي خوانم. درغلغل چشمه ها مي خندم. در ناي جويباران زمزمه ميكنم . با تو من در روح طبيعت پنهانم. در رگ جاري ام . در نبض . (با تو ، من بودن را ، زندگي را ، شوق را ، عشق را ، زيبايي را و مهرباني پاك خداوندي را مي نوشم.) بي تو ، من ... (دکترعلی شریعتی) [ سه شنبه هجدهم اسفند 1388 ] [ 9:18 ] [ MRZ ]
به نام حضرت دوست ادامه مطلب [ شنبه هشتم اسفند 1388 ] [ 9:41 ] [ MRZ ]
نگاهش ميكني. سينهاش ديگر بالا و پايين نميرود. صورتت را به صورتش نزديك ميكني گرماي نفسش به پوستت نميخورد. گرم است هنوز، اما ديگر اينجا نيست. نه نبضي، نه حركتي، نه صداي قلبي و نه هيچ چيز ديگري كه سر رشته اميدت را به يك لحظه بودنش وصل كند. سعي ميكني نفس بكشي. نفسي به عمق فاجعه. . . . ادامه مطلب [ پنجشنبه ششم اسفند 1388 ] [ 13:1 ] [ MRZ ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||