آیین نامه و اساسنامه گروه | تقویم ورزشی | گزارش برنامه ها | آموزشی | مقالات | یادداشت همنورد | شعر کوهستان | خبر | معلق نامه | ارتباط با ما |

هيئت كوهنوردي زنجان
فدراسیون کوهنوردی
پیش بینی آب و هوا قلل
قلمرو كوهستاني ايران
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی
نقشه كروكي قلل دنيا
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی کوهستان ایران
بيابانها و كوير هاي ايران
سایت کمپانی پزل
باشگاه كوهنوردان آرش
کوه mountain
باشگاه کوهنوردی آفاق(گرگان)
کوه و کلمه
فهرست وب سایت های ایرانی
دل مشغولی های من
گروه کوهنوردی آرامدلان
گروه کوهنوردی آلوارس
گروه کوهنوردی طلوع
گروه کوهنوردی دومان
گروه سنگنوردی Rockrovers
گروه سنگنوردی Crazy Of Rock
گروه كوهنوردي ايساكو( ايساكوه)
انجمن كوهنوردان ايران
سايت كوهنورد
تشكل هاي كوهنوردي ايران
راهنمايان كوهستان ايران
ديده بان كوهستان
سايت جامع گردشگري ايران
غارهاي ايران
معرفي كوهنوردان ايران
اخبار اورست
فريدون مشيري
climbing
صخره نوردي
مدرسه بين المللي كوهنوردي
كوه نوشت
كوهنوردي و سلامتي
شهر صخره ها
مجله جغرافياي جهان
هم طناب ( سنگنوردي)
راسخون
هيئت كوهنوردي گنبد كاووس
سايتهاي گردشگري جام جم
سايتهاي گردشگري همشهري
خانه كمانداران ايران
داغچيلار
خانه آفتاب
کوهنوردان سرزمین های دور
کوه قاف
آياز
قالب وبلاگ
::
شهریور 1389
::
مرداد 1389
::
تیر 1389
::
خرداد 1389
::
اردیبهشت 1389
::
فروردین 1389
::
اسفند 1388
::
بهمن 1388
::
دی 1388
::
آذر 1388
::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
مرداد 1388
::
تیر 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
افراد آنلاين :
تعداد بازديدها :
مصاحبه با محمدميربها اولين زنجاني كه ديواره علم كوه را صعود كرد
باعرض سلام و تشكراز شما بخاطر وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.
لطفا خود را معرفي كنيد.
محمد ميربها هستم حدودا از سالهاي 68 و 69 كوهنوردي مي كنم.
نام محمد ميربها همواره با اولين صعود زنجانيها به ديواره علم كوه همراه است. در مورد آن صعود بگوييد (مورد سوال: زمان و چگونگي)
سالهاي اول ورود من به عرصه بود و بيشتر سنگنوردي مي كرديم. آن روزها آقاي نجاريان مربي ما بودند. ايشان كلاسهاي كارآموزي برپا كردند و من هم توسط آقاي مهندس ببري به اين كلاسها معرفي شدم. آقاي صديقيان هم از مربيان ما بودند و به آموزش مي پرداختند و بسيار به ما كمك كردند. اين عزيزان ما را تشويق به كار و تمرين كردند و به بالاخره به سمت ديواره علم كوه سوق دادند. هنوز كسي از زنجان ديواره علم را صعود نكرده بود. دو سه نفر ديگر از دوستان بودند كه هرروز با همين انگيزه تمرين ميكرديم. پس از 6 ماه تمرين موعد اين صعود رسيد. تيرماه بود. با آقايان مجيد عمادي سيد علي هاشميان، آقاي حميد صديقيان و آقاي نجاريان به منطقه رفتيم تا كار را آغاز كنيم. روز اول گرده آلمانها را صعود كرديم تا هم هوايي هم انجام شود. روز دوم به قصد ديواره كار را از مسير فرانسوي ها شروع كرديم.با كوهنوردي از بروجرد هم هماهنگ كرده بوديم و من با ايشان همطناب شدم. آقاي هاشميان و آقاي عمادي هم يك كرده شدند. به هر حال پس از تلاش فراوان توانستيم ديواره را صعود كنيم و تا شب به قله برسيم. ولي چون دوستانمان كمي عقب مانده بودند به اجبار شب را در پناهگاه زير قله مانديم و فردا برگشتيم. آن روز روز خيلي خوبي براي من بود. خيلي خوشحال بودم اين خوشحالي نه فقط براي خودم بلكه براي شهرم نيز بود. به هرحال اولين بار بود كه از زنجان كسي ديواره را صعود مي كرد...

صعود به قله دماوند - مرداد 89

گزارش صعود به نانگاپاربات
دنیای متفاوت
سبلان از دوربین مهدی ندرلو
آيا هيماليا جاي مادران نيست؟
آيا هيماليا جاي مادران نيست؟
درحاليکه مرداني که به هيماليا مي روند اغلب صاحب فرزنداني هستند اما زنان هيماليانورد به ندرت مادرند. بعلاوه، مردان که خانواده را براي صعودهاي پرخطر ترک مي کنند، ستايش مي شوند اما اگر زنان چنين کاري انجام دهند مورد انتقاد قرار مي گيرند.......
چرائی فولکولورها

معرفی قله سبلان (ارتفاع 4811 متر) - به مناسبت صعود اخیر همنوردان گروه اورست
سبلان آتشفشانی خاموش است که شکل تقریبا مخروطی دارد و اکثرا از برف و یخ پوشیده شده است و چشمه های آب گرم و سرد معدنی فراوانی دارد و در حقیقت بلندترین کوه استان اردبیل محسوب می گردد . کوهستان عظیم وآتش فشان سبلان که به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از کوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشکیل شده است.....

کتاب " گزین گویه ها " از آقای خلیل ببری

قطعه شعری زیبا از فریدون مشیری
نمي خواهم بميرم
نمي خواهم بميرم، با كه بايد گفت؟
كجا بايد صدا سر داد؟
در زير كدامين آسمان،
روي كدامين كوه؟
تغییر شخصیت در ارتفاع
تغییر شخصیت در ارتفاع
ارتفاع می تواند شخصیت فرد را کاملا عوض کند . اراده سست می شود ودوستیها در معرض تهدید قرارمی گیرد.یک از کوهنوردان می نویسد : (( دوست شما در شهر ممکن است در کوه دشمن شما شود.حتی خرناسهایش شکل تازه وطردکننده ای می گیرد. شوخیهایش در هنگام غذا خوردن ،صدای جویدنش، احساس شعفی که با آن بهترین لقمه ها را برمی دارد وبه ندرت آنرا پنهان می کند.طرزمضحک گام برداشتنش ، حتی پارگی لباسهایش ورنگ وصله کف جورابهایش ممکن است باعث تحریک وتنفری تحمل ناپذیر شود .))
چند تا عکس از برنامه دینگه داغ

چند عکس جالب

به یاد حامد و ناصر
به نام حضرت دوست
آخرين ابيات زندگي وحشي بافقي در رسالهي نا تمام شيرين و فرهاد،
به گفت و گويي ختم ميشود، قبل از عزيمت فرهاد به بيستون:
بگفت اين عشقبازان خود کيانند؟ بگفتا سخت قومي مهربانند
بگفتش تا کي است اين مهرباني؟ بگفتا هست ، تا گردند فاني
بگفتا چون فنا گردند عشاق؟ بگفتا همچنان باشند مشتاق
بگفتش نخل مشتاقي دهد بار؟ بگفت آري ولي حرمان بسيار
بگفتا درد حرمان را چه درمان؟ بگفتا واي، واي از درد حرمان
بگفتا لاف عشق و ناله بيجاست بگفتا درد حرمان نالهفرماست
بگفت از صبر بايد چاره سازي بگفتا صبر کو در عشقبازي؟!
بگفت از عشقبازي چيست مقصود؟ بگفتا رستگي از بود و نابود
بگفتش ميتوان با دوست پيوست؟ بگفت آري، اگر از خود توان رست
بگفتش وصل به، يا هجر از دوست؟ بگفتا آنچه ميل خاطر اوست
ز هر رشته که شيرين عقده بگشاد يکي گوهر بر آن آويخت فرهاد
ارسال : خسروی
داستان طناب
به مناسبت 31 اردی بهشت سالروز صعود غرور آفرین غیور مردان ایران به بام جهان "اورست
اورست
«الهه مادربرفها»
محمد حسن نجاریان
چقدر مطلوب است گاهی با خود خلوت کردن و خیلی سوالهایی که برای بعضی ها مطرح است را،از خود پرسیدن.که مثلا که هستیم؟که باید باشیم؟چطور باشم بهتر است؟آیا اینگونه بودن ثمری دارد یا نه؟ویا در بعد ورزشی آ چگونه باید باشم؟چقدر باید اوج گرفت؟با چه قیمتی در راه رسیدن به هدفی باید از جان مایه گذاشت؟

عکس هوائی از منطقه شمال ایران
ارسال : طاهریان

رودخانه 5 رنگ در کلمبیا !!!
این رودخانه که در رشته کوههای ماکارنای کلمبیا واقع شده است بر اثر مواد آلی موجود در رودخانه دارای جلبکهای رنگارنگ بر کف خود میباشد

غار چال نخجير دليجان
نگاهي بر تاريخچه گروه کوهنوردي اورست - فصل دوم
نگاهي بر تاريخچه گروه کوهنوردي اورست - فصل دوم
گرچه چون کوه به دامان افق منظر ماست
منت پاي بسي راه گذر بر سر ماست
همچو زنبق نشکفتيم در آغوش چمن
گل کوه ايم که از سنگ سيه بستر ماست
با ورود به سال جديد در سال 79 اولين دوره از مجمع عمومي گروه در تاريخ 30 اردي بهشت تشکيل مي شود که طي اين جلسه چند ساعته عمکرد گروه مورد بررسي قرار مي گيرد ، مسئولين کميته ها گزارش فعاليت هايشان را ارائه مي کنند ، هيات مديره جديد از طريق انتخابات مشخص مي شوند و آنها نيز به نوبه خود مسئولين جديد کميته ها را معين مي کنند. اين رويه طي سالهاي بعد نيز ادامه ميابد.....
(با تو من با بهار مي رويم.)
با تو و براي تو اي بهترين
با تو همه ي رنگهاي اين سرزمين را آشنا مي بينم.
با تو همه ي رنگهاي اين سرزمين مرا نوازش مي كنند .
با تو آهوان اين صحرا دوستان همبازي من اند.
با تو كوهها حاميان وفادار خاندان من اند.
با تو زمين ، گاهواره اي است كه مرا در آغوش خود ميخواباند.
ابر حريري است كه بر گاهواره ي من كشيده اند.
و طنابِ گاهواره ام را مادرم ،
كه در پسِ اين كوهها همسايه ي ماست ،
در دستِ خويش دارد.
با تو دريا با من مهرباني ميكند .
با تو سپيده ي هر صبح بر گونه ام بوسه ميزند.
با تو نسيم ، هر لحظه گيسوانم را شانه ميكند.
(با تو من با بهار مي رويم.)
با تو من در عطر ياسها پخش ميشوم.
با تو من در شيره ي هر نبات مي جوشم.
با تو من در هر شكوفه مي شكفم.
با تو من در طلوع، لبخند ميزنم.
در هر تندر ، فرياد شوق مي كشم.
در حلقوم مرغانِ عاشق مي خوانم.
درغلغل چشمه ها مي خندم.
در ناي جويباران زمزمه ميكنم .
با تو من در روح طبيعت پنهانم.
در رگ جاري ام . در نبض .
(با تو ، من بودن را ، زندگي را ، شوق را ، عشق را ، زيبايي را و
مهرباني پاك خداوندي را مي نوشم.)
بي تو ، من ...
(دکترعلی شریعتی)
پرش از دره مرگ
نگاهش ميكني. سينهاش ديگر بالا و پايين نميرود. صورتت را به صورتش نزديك ميكني گرماي نفسش به پوستت نميخورد. گرم است هنوز، اما ديگر اينجا نيست. نه نبضي، نه حركتي، نه صداي قلبي و نه هيچ چيز ديگري كه سر رشته اميدت را به يك لحظه بودنش وصل كند. سعي ميكني نفس بكشي. نفسي به عمق فاجعه. . . .
وقتی طبیعت هنرمند میشود !!!
منظومه آرش کمانگیر از سیاوش کسرائی
* سياوش کسرايي در سال 1306 در اصفهان زاده شد پس از به پايان رساندن دوره آموزشهاي دبستاني و دبيرستاني وارد دانشگاه شد و در رشته حقوق سياسي موفق به دريافت درجه ليسانس گرديد.
* پس از فارغ التحصيلي در سال 1331 به عنوان کارمند در وزارت بهداري به کار مشغول شد کسرايي در سالهاي پس از کودتاي 28 مرداد 1332 ممنوع القلم شده بود اشعار خود را با نام مستعار کولي شبان بزرگ اميد رشيد خلقي و فرهاد رهآورد به چاپ مي رساند .
* وي سالهاي پاياني عمر خويش را دور از کشور محبوب خود و در اتريش و شوروي گذراند؛ وي در سال ۱۳۷۴ به دليل بيماري قلبي در وين، پايتخت اتريش در سن ۶۹ سالگي بر اثر بيماري ذات الريه زندگي را بدرود گفت و در گورستان مرکزي وين (بخش هنرمندان) به خاک سپرده شد .
منظومه آرش کمانگیر اثر بی بدیل وی میباشد که در ذیل تقدیم همنوردان میگردد:
نزديک ترين نقطه زمين به خورشيد در ایران
نام اين کوه باستاني پرديس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلويه استان بوشهر و در نيمه هاي راه بندر کنگان به فيروز آباد شيراز قرار دارد .. . . . .
شعر برف
دده قورقود
شفت گشت نامه
سلام
فقط نصف يه چشمم رو باز کردم، هنوز نميدونستم چطوري مي شود!_مصيبتنامه ي تو چادر خوابيدنمون رو براتون گفته بودم که اگه شما هم حافظتون مثل من باشه، قطعا يادتون نمونده! که اهميتي هم نداره! آخه اين دفعه بيرون چادر خوابيده بوديم_ از اون نصف چشمي که باز کرده بودم 20-30 درجه بالاش آسمون بود که هنوز کبود بود و کلي هم ستاره داشت. 10-15 درجه پايينش هم ادامه ي آتيش ديشب بود که از بس سرپرستمان دکتراي طراحي صنعتي آتش سوزاندن(!) دارند، هنوز خاکستر و چوب و گل سرخ وسطش پتانسيل يه آتيش حسابي براي صبحانه رو دارا بود....
روزي که اميرکبير گريست
روزي که اميرکبير گريست
سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود
سلامی دوباره به آفتاب ....
وقتي رسيديم خورشيد پا پس كشيده بود و ماه با لشكر بي شمار ستاره هايش بر آسمان حكم مي راند. كار آساني نبود يافتنش در تاريكي. پخش شديم بر دامان كوه. از هر سو چراغي سوسو مي كرد بر پيشاني. گشتيم و پيدايش كرديم. در نزديكي هاي قله بود. دورش حلقه زديم و عكس گرفتيم. هوا سرد بود ولي گرماي عجيبي از درونش به صورتمان مي زد. گرمايي كه وسوسه مان مي كرد براي داخل شدن....