تبليغاتX
گروه کوهنوردی اورست زنجان

       

موضوعات

آیین نامه و اساسنامه گروه | تقویم ورزشی 6 ماهه دوم 1388 | گزارش برنامه ها | آموزشی | مقالات | یادداشت همنورد | شعر کوهستان | خبر | معلق نامه | ارتباط با ما |

درباره

  تاسیس 1378
جمله هفته

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپيد برگهای سبز بيد عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اينک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز خوش به حال جام لبريز از شراب خوش به حال آفتاب ای دل من گرچه در اين روزگار جامه رنگين نمی‌ پوشی به کام باده رنگين نمی ‌بينی به جام نقل و سبزه در ميان سفره نيست جامت از آن می که می ‌بايد تهی است ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار گر نکوبی شيشه غم را به سنگ هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ .
فريدون مشيري

پيوند هاي روزانه
لينک دوستان

هيئت كوهنوردي زنجان
فدراسیون کوهنوردی
پیش بینی آب و هوا قلل
قلمرو كوهستاني ايران
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی
نقشه كروكي قلل دنيا
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی کوهستان ایران
بيابانها و كوير هاي ايران
سایت کمپانی پزل
باشگاه كوهنوردان آرش
کوه mountain
باشگاه کوهنوردی آفاق(گرگان)
کوه و کلمه
فهرست وب سایت های ایرانی
دل مشغولی های من
گروه کوهنوردی آرامدلان
گروه کوهنوردی آلوارس
گروه کوهنوردی طلوع
گروه کوهنوردی دومان
گروه سنگنوردی Rockrovers
گروه سنگنوردی Crazy Of Rock
گروه كوهنوردي ايساكو( ايساكوه)
انجمن كوهنوردان ايران
سايت كوهنورد
تشكل هاي كوهنوردي ايران
راهنمايان كوهستان ايران
ديده بان كوهستان
سايت جامع گردشگري ايران
غارهاي ايران
معرفي كوهنوردان ايران
اخبار اورست
فريدون مشيري
climbing
صخره نوردي
مدرسه بين المللي كوهنوردي
كوه نوشت
كوهنوردي و سلامتي
شهر صخره ها
مجله جغرافياي جهان
هم طناب ( سنگنوردي)
راسخون
هيئت كوهنوردي گنبد كاووس
سايتهاي گردشگري جام جم
سايتهاي گردشگري همشهري
خانه كمانداران ايران
قالب وبلاگ

طراح قالب

جدیدترین قالبهای بلاگفا


گزارش آماده سازي و پاكسازي ديواره قره قيه سي

با سلام خدمت همنوردان

طي چندين مرحله تمرينات در منطقه قره قيه واقع در جنوب شرقي زنجان در ماههاي قبل به اين نتيجه رسيدم كه منطقه فوق جهت تمرينات اعضاي گروه و سنگنوردان زنجان از نظر نزديكي به زنجان و داشتن سنگهاي خوب از مناطقي مانند گلجيك و آيي قيه سي خيلي بهتر ميباشد و به اين خاطر با مشورت دوستان برنامه اي جهت پاكسازي ريزشي ديواره و اضافه كردن ارتفاع چند سنگ كوتاه و بلند در منطقه گذاشته شد .


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 18:14  توسط   | 

اردوی سوم هیمالیا نوردی در بام ایران اجرا شد

تقريبا هر روز به سايت هيات کوهنوردي زنجان سر مي زدم و منتظر اردوي سوم بودم که هيچ خبري از اين اردو ديده نمي شد که بلاخره خبر زمان و مکان اردو در سراسر وبلاگ ها پيچيده شد روز سه شنبه مورخ 21/11/88 ساعت 10 صبح بعد از تست کردن وسايل از مقابل هيات کوهنوردي زنجان راه خود را به سمت قرار گاه پلور که نهايتا به ساعت 2 طول کشيد با اتوبوس قديمي ترک کرديم که بعد از سه ساعتي به علت مشکل فني اتوبوس از راه فرعي به  قزوين براي رفع مشکل رسيديم ....
  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 7:53  توسط   | 

گزارش برنامه سندان - ( برنامه آزاد )

سندان – جمعه 16 بهمن ماه 88

در جلسه روز سه شنبه که برنامه آزادي به مقصد توچال يا سندان پيشنهاد مي کنم با مخالفت هيات مديره براي توچال روبرو مي شوم . به دليل بارش و هواي نامساعد.بنابراين تعدادي براي سندان اعلام آمادگي مي کنند و قرار مي شود جزييات برنامه را بعدا به اطلاعشان برسانم.

روز بعد نيز رفتنم به توچال با سرپرستي خانم مقدم منتفي مي شود و اصرار سميه يکتا را مبني بر صعود دو يا سه نفره کلا نشنيده مي گيرم!


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 10:30  توسط   | 

گزارش برنامه زنگیل

تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند

به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

طبق قرار جمعه ساعت 6 صبح در محل دروازه رشت گرد هم می آییم. تعدادی از دوستان بدون اطلاع قبلی غایب اند. آقایان کرمزاده و حیدری زحمت کشیده و ماشین آورده اند که تعدادی از نفرات در آن جابجا می شوند.یک تاکسی هم برای بقیه تدارک می بینیم که در سه راهی بیجار با یک تاکسی دیگر تعویضش می کنیم. ......

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 9:9  توسط   | 

گزارش كوهپيمائي در منطقه سندستان ( مشترك با گروه كوهنوردي k2)

برنامه سندستان كه در تقويم شش ماهه دوم گروه نوشته شده بود با 2 هفته تاخير وبه دليل اينكه اين برنامه آمادگي براي برنامه الوند و قله جام بود به جاي اين برنامه در تاريخ 11/10/88 و مشترك با گروه k2 اجرا شد......


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 17:24  توسط   | 

گزارش برنامه بازديد غار ( زرين غار) – منطقه زرين رود خدابنده

با سلام و خسته نباشيد خدمت همنوردان عزيز به ويژه شركت كنندگان در برنامه فوق.

طبق برنامه شش ماهه دوم گروه ، برنامه بازديد و شناسائي از غار زرين غار در آذر ماه تدوين شده بود كه سرپرست برنامه هم من بودم و در جلسه مورخه 24/9/88 نسبت به هماهنگي براي آخر هفته به مدت 5/1 روز ثبت نام شد و تعداد 15 نفر از اعضا گروه اسم نويسي كردند.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 9:46  توسط   | 

گزارش صعود به بزقوش سراب

همين كه خودكار دستم مي گيريم تا چيزي بنويسم دخترم ، رسپينا ، گريه را آغاز مي كند ومداد و كاغذ مي خواهد تا نقاشي بكشد. هر دو كنار بخاري نشسته ا يم رسپينا ،   مشغول خط خطي كردن كاغذهاست وبه قول خودش نقاشي مي كند و من هم در اين فكر كه از كجا شروع كنم. سوال  هاي پي در  پي رسپينا تمركزم را بر هم مي زند. فكر مي كنم بهتر است در ابتدا اطلاعاتي از محل برنامه بد هم  پس مي روم سراغ اينترنت و  اين گونه  شروع مي كنم: ............
  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 9:11  توسط   | 

گزارش اردوي دوم هيماليا نوردي استان زنجان به يكي از قلل 8 هزار متري

اردوي دوم هيماليا نوردي استان زنجان به يكي از قلل 8 هزار متري در تاريخ 3/9/88 تا 6/9/88 در منصقه گرين كوه نهاوند اجرا شد.

روز سه شنبه بعد از رسيدن نفرات و سواركردن وسايل به صندوق اتوبوس ساعت 2:30 دقيقه بعدازظهر از مقابل هيات كوهنوردي زنجان به سمت نهاوند حركت كرديم بعد از عبور از چند شهر و گذراندن 7 ساعت به شهر نهاوند رسيديم .به سمت يك خوابگاه دانش آموزي حركت كرديم كه شب را در اين مكان ميگذرانيم ساعت 10:30 دقيقه شب است بعد از جمع و جور كردن وسايل به خواب ميرويم خوابي كه هر چند گاهي به صداي همنوردان بيدار مي شديم در حال خواب و بيداري بوديم كه آقاي نجاريان زمان فردا را اعلام كرد : فرداساعت 4 همه آماده باشند . فردا ساعت 3:30 دقيقه بامداد بود كه بعلت پوشيدن پوشاك و كفش بيدار شديم ساعت 4 بود كه سوار 2 دستگاه ميني بوس شديم وبه سمت سراب گاماسياب حركت كرديم . اين اسم يك پاركي در نهاوند است كه بعلت جمع شدن آب در اين منطقه به اين اسم صدا مي زنند در اين منطقه يك غاري هم وجود داشت كه يكي از جاذبه هاي تاريخي هم به حساب مي آيد.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 8:44  توسط   | 

گزارش صعود به قله توچال - 6/9/88

عشق شوري در نهاد ما نهاد        جان ما در بوته سودا نهاد

 

نفرات شركت كننده در برنامه :آقايان محمدرضا كرم زاده – اصغر محمدي – رضا بيات منش و خانمها : حبيبه علوي – بتول قاسمي .

بعد از جلسه گروه با حاج آقا كرمزاده و اصغر آقا در مورد تعطيلات آخر هفته صحبت مي كرديم كه من برنامه توچال را پيشنهاد دادم و دوستان هم موافقت كردند ، خانم علوي هم قبلا گفته بودند كه اگر برنامه اي داشتيم به ايشان هم اطلاع دهيم ، خانم علوي ضمن اعلام آمادگي خود ، خانم قاسمي را هم معرفي كردند كه با ايشان در اردوهاي انتخابي هيئت كوهنوردي زنجان آشنا شده اند .

بالاخره تيم 5 نفره ما پس از هماهنگي با هيئت مديره و كميته فني كه آخرين توصيه ها را براي اجراي يك برنامه خوب به ما ارائه نمودند ، ساعت 12 شب پنج شنبه زنجان را به مقصد تهران ترك كرد . من خودم با حركت در شب مخالفم ولي به خاطر كمبود زمان و اينكه در تيم ،  3 نفر راننده بود با خيال راحت كار را شروع كرديم . در راه اتفاق قابل ذكري رخ نداد فقط گپهاي خودماني در مورد اقتصاد و جامعه و كوهنوردي و ....

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 12:42  توسط   | 

گزارش کوهپیمائی امند به تهم

به نام خدا

 دربرنامه6ماهه دوم گروه کوهنوردی اورست زنجان برای تاریخ 22/8/88 برنامه کوهپیمایی امند به تهم به سرپرستی اینجانب در نظر گرفته شده بودکه با درخواست حاج آقا کرمزاده مبنی بر جابجایی برنامه ایشان با برنامه بنده وموافقت هیئت مدیره این برنامه به تاریخ 29/8/88 موکول شد.در جلسه هفتگی گروه که در روز سه شنبه برگزار شدتعداد 8 نفر از دوستان برای شرکت در برنامه اعلام آمادگی و اسم نویسی کردند.محل قرار را فلکه کوچه مشکی و ساعت قرار را 6:15 صبح اعلام کردم همراه با صبحانه.ساعت برگشت حدود ساعت 12 ظهر.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 18:50  توسط   | 

گزارش برنامه اجرایی زنگیل آباد

به نام حضرت دوست

گزارش برنامه اجرایی زنگیل آباد

جمعه 88.7.24

دکتر شریعتی یک صحبت جالبی دارند که میگه :" انسان حق­پرست شامه­ایی حق­یاب دارد، همچنان که زنبور عسل راه نامرئی کندوی خویش را می­یابد، انسان حق­شناس نیز اینچنین به حق پی می­برد. "

   با اینکه آقای میربها گفته بودند توی این تاکستان کوچک که محصولش را جمع کرده بودند، نمی­تونی چیزی پیدا کنی، حقیقت انگور رو مثل اون زنبور حق­شناس تونستم کشف کنم. البته اون آقایی که لباس سبز پوشیده بودند از من مرد حق­تر بود!

وقتی به خانم حسنی می­گم برنامه چطور بود، اولین چیزی که به ذهنشون می­رسه همین بود. ذهن هرکسی یکجایی گیر میکنه.علاقمندهای به سنگنوردی، یه جاهایی، آرمانگراهای صنم­پرست، یه جای دیگر شاید شبیه قله که البته همه­ی علاقه­اش به بلندای قدش رو با یه دکل سفید نشون داده بود که البته دستش درد نکند چرا که به همین دلیل در تمام برنامه پوشش کامل مخابراتی داشتیم. اهالی سکوت، تو خلوتی منطقه و منظره­ی دوجانبه­ی خط­ الراسی مسیر، پوشش گیاهی فراموش شدش یا آب و هوای آرامش. اونها هم که معمولا اهل جمله­ی "پس کی صبحونه می­خوریم هستند، هم که مشخصه! " دوستانی هم که اهل خنده­اند، تو مبحث سرپرستیش!


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 14:31  توسط   | 

*گزارش برنامه کوهپیمائی آیی قیه سی به خانچائی*

با سلام خدمت دوستان

این برنامه یکی از برنامه های شش ماهه دوم سال 1388 گروه کوهنوردی اورست زنجان میباشد که با درخواست اینجانب با برنامه ی ماقبل جابجا می گردد و بار دیگر از آقای وفا و هیئت مدیره ی محترم گروه در جابجایی مذکور تشکر می نمایم و همچنین از اینکه جهت کسب تجربه سرپرستی این برنامه به من واگذار شد.

در روز سه شنبه تاریخ19/8/88 ساعت 19:30 در جلسه عادی شماره 506 گروه من موظف هستم ماهیت برنامه را اعلام و از دوستانی که مایل به شرکت در برنامه هستند نام نویسی کرده و زمان و مکان حرکت را روز جمعه ساعت 6 صبح در فلکه کوچمشکی تعیین می کنم و به سمع دوستان می رسانم. به ترتیب آقایان:رضا بیات منش،کریم بیگدلی و مقتدا باقری. خانمها:بهرامی،علوی اعلام حضور می نمایند و یک روز مانده به اجرای برنامه آقای سعید درگاهی از طریق اس ام اس و خانم بهرامی با تماس تلفنی به جمع تیم اضافه می شوند


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 12:39  توسط   | 

گزارش شفت

گزارش جنگل

( آقای محمد میربهاء )

 با سلام و خسته نباشید خدمت همنوردان عزیز بخصوص شرکت کنندگان در برنامه جنگل

 وقتی صحبت از جنگل می شود ناخداگاه نام میربهاء هم با آن قاطی می شود . حالا چرا ؟ نمی دانم ؟  گزارش فوق فقط جهت مشخص شدن زمان های حرکت و مسافت مسیر نوشته      می شود و خیلی خلاصه می باشد چون اگر بخواهم از اول حرکت جزئیات ریز را تا به آخر بنویسم باید حداقل 200 صفحه پر کنم و واقعا نه وقت آن را داشتم و نه استعدادش را ، ولی به صورت شفاهی گزارش را توضیح می دهم در اول از آقایان حاج ناصر و اصغر محمدی و پدر آقای مهاجری و خانم صنوبری و خانم حیدرخانی که جهت بدرقه آمده بودند تشکر می کنم


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 10:50  توسط   | 

آیی قیه سی به قراوول

هوالمحبوب

برنامه آيي قيه‌سي به قراوول

 

باز طبق معمول وقتي مي‌خواهم برنامه بروم شب دير مي‌خوابم. ساعت 4 صبح با زنگ موبايل بيدار مي‌شوم. ساعت 4:30 از خانه خارج شده و 4:40 دقيقه آقا مهدي و خانمش، علي آقا و آقا رضا را سوار مي‌کنيم. 4:55 دقيقه سر قراريم. بچه‌ها هم ده دقيقه‌اي مي‌رسند. چهار نفر از بچه‌ها زودتر سوار ماشين شده و سر جاده خاکي پياده مي‌شوند. بقيه هم آخر جاده خاکي به بچه‌ها مي‌رسند.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 9:26  توسط   | 

یاز خاطیره سی

یاز خاطیره سی

 

 

خورجون همیشه یئل آتیمین اوستونده دی شهر ایچینده سورنده ده  دوروب تعجیب اینن باخیرلار جادادا سورنده ده

گویدن دوشموش بیر تعطیل وار سحر تئزدن اونلار یوخودایکن  ائودن چیخیرام. بیراز سووخ دی توک لر بیز بیز اولور خیابان لار خلوت دی ، چورکچی لرده . بیر اینین قاباغیندا دایانیب  بئش- آلتی چورک آلیرام شاطیر چورک لری ساغ الینن یاپیر  سول الینن پیشن لری آتیر میز اوستونه . هر کس گلیر چورگینی یئغیر پولونو آتیر کاسایا.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 19:41  توسط   | 

گزارش برنامه تکه قایاسی

قايالار قاياسی، تکه

زنگان چايينی  باتی و غربه ساری گئدنده ، گؤزل باغلاری سئيرائدنده واخت ائله سز سول طرفه ده بير باخين

دوغودان – باتی يا  بير سيرادا باش قالديران قايالار وار اورا « تکه قايا سی» آدلانير.دوغرو دئيب لر اوغول گرک آدينی قازانا بودا اوزونه لايق بير آد قارانيب. اوزون مدت دير اوزاقدان ال قوزاييب ، باش ايمه گينن گؤروشوروک. امما اودا بيلير بيزده بيليريک بوجور گؤروش لر و دوست لوق لار شهرينکی دی . اصيل دوست و يولداش لار ياخيننان گؤروشه لر ال – اله وئريب قوجاقلاشارلار  خاطيره لر دئييب قاققيللاشارلار.



  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 17:22  توسط   | 

گزارش اردوی ششم هیمالیا نوردی زنجان

الهی به زیبایی سادگی

    به والایی اوج افتادگی

       رهایم مکن جزبه بند غمت

              اسیرم مکن جزبه آزادگی

 باز هم سفر و تلاشی دیگر و این بار میعادگاه ما الوند است. و تو چه میدانی که الوند کجاست ؟ الوند موطن مردان و زنان بزرگ است و این بار فرزندان کوچکش را بسوی خویش فرا می خواند. نه با ارابه های آهنین که هوا را می شکافند و سایه هاشان همچون سایه های وهم از سر عابران بیدل می گذرد , که با پاهای خسته و دلی سرشار از شوق برای رسیدن , دیدن و لمس کردن ...


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 23:39  توسط   | 

گزارش برنامه صعود قله دماوند فروردین 88

 گزارش برنامه صعود قله دماوند  5675 M

4 و 5 و 6 و 7/1/ 1388

نفرات شرکت کننده : جواد پیری – رضا بیات منش – عباس بیات . ( از گروه کوهنوردی اورست زنجان )

سرپرست برنامه : سعید درگاهی . ( از گروه کوهنوردی اورست زنجان )

گزارش از سعید درگاهی  

   

خوش آمد گل وزان خوشتر نباشد          که در دستت بغیر ساغر نباشد

  زجان خوشدلی دریاب و دریاب              که دایم در صدف گوهر نباشد

غنیمت دان و می خور در گلستان       که گل تا هفته دیگر نباشد

تنها دل مشغولی و دغدغه بنده تا قبل از اجرا در مقام نفر برنامه ، تهیه جدول غذایی است ، چه نفراتی خواهند آمد ؟ با چه تجهیزاتی ، کی ؟ کجا ؟ کدام مسیر ؟ با چه وسیله ای و از این قبیل ماجراها و امورات همه و همه کم و بیش مربوط به سرپرستی برنامه است ، که بنده فعلا کاری به آنها ندارم . مسعود سرپرست برنامه است ولی آنطور که بویش می آید و از ظواهرامر پیداست شرکت کردنش در این برنامه ضعیف است و گرفتاری و درگیری شغلی ایشان ، علت این امر است .

حرف آخرم با مسعود این می شود : روز سه شنبه ، ساعت 00/6 صبح .

مقابل دفتر گروه – با تجهیزات کامل – هر چهار نفر یک وسیله ، نفرات را تحویل بده و شما را بخیر و ما را به سلامت .

حامد یوسفی و سروش بیات فقط تماس می گیرند و می گویم یک وسیله داریم و چهار نفر هستیم ، اگر وسیله دارید تشریف بیاورید مانعی نیست . پیش بینی وضع هوا روز سه شنبه نیمه ابری ، چهارشنبه ابری با بارش یک سانتی برف ، روز پنج شنبه صبح و بعد از ظهر آفتابی کامل و از نیمه های شب پنج شنبه افزایش ابر و جمعه ابری را نشان می دهد .

 

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:21  توسط   | 

گزارش تصویری

گزارش تصویری برنامه دماوند که در فروردین ماه سال جاری به سرپرستی سعید درگاهی به اجرا در آمد.

نفرات شرکت کننده در این برنامه:٬عباس بیات٬سعید درگاهی٬رضا بیات منش٬جواد پیری.

 

نفرات شرکت کننده

 

برای دیدن عکس ها کلیک کنید

 

لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:1  توسط   | 

گزارش اردوی پنجم هیمالیا نوردی

بسم رب السماوات والارض

توچال (3960 متر) مسیر ولنجک

20 و 21 فروردین 88

حبیبه علوی

-------------------------------------------------------- ** ---------------------------------------------------------

مشهورترین و پر رفت و آمدترین پناهگاه‌های توچال از شرق به غرب عبارتند از: کلک چال‌، شروین‌، شیرپلا،  ایستگاه5  تله کابین ، اسپیدکمر و پلنگ چال‌، که همگی آن‌ها مشرف به تهران هستند.

مسیر ولنجک شامل :ایستگاه تله کابین یک , دو(2000 متر) , پنج (3000 متر) و هفت (3700 متر) می باشد.

--------------------------------------------------------**----------------------------------------------------------

پس از مدت ها انتظار , بالاخره و ناگهانی زمان اردوی پنجم اعلام می شود. همه چیز خیلی سریع اتفاق می افتد. ثبت نام , جمع و جور کردن وسایل , گرفتن اطلاعات و جهت دادن افکارم به سمت اردوی آخر هفته. امیدوارم اردوهای بعدی به این منوال نباشد تا بتوانیم برایشان برنامه ریزی کنیم.

چهارشنبه 19 فروردین :

  زمان حرکت ساعت 24  از ترمینال است. با مینا وارد محوطه ترمینال می شویم و دقایقی برای یافتن دوستان و اتوبوس در اطراف می چرخیم. پیدایشان می کنیم و کوله هایمان مستقیم به درون محل بار می رود. آقای درگاهی برای بدرقه آمده اند با پاکتی از آجیل که به زودی اثری از آثارش باقی نمی ماند. چند عکس یادگاری و بعد شروع سفر.

نفرات این اردو شامل , خانم ها : مینا بهرامی , سمانه نجفی , بتول قاسمی , سمیه یکتا , نسرین سلطان محمدی , سمانه صفری و من . آقایان : حدود 11 نفر به همراه 6 نفر مربی.

3 ساعت و 50 دقیقه مهمان اتوبوس سردمان می شویم در حالیکه لحظه ای خواب مهمان چشمانم نمی شود. از آزادی با سواری های جداگانه ای به طرف مقصدها جداگانه مان روانه می شویم. گروه آقایان به دارآباد و ما به ولنجک. کوله ها و وسایل فنی را با خومان تا پای ایستگاه 1 حمل می کنیم. دقایقی صرف تعویض لباس وجدا کردن وسایل سنگین مثل چادر , کلنگ و کرامپون از کوله ها می شود. این وسایل به همراه لوازم فنی و و گروه پشتیبانی با تله کابین به ایستگاه 7 منتقل خواهند شد. مینا کمی دست دست می کند. مطمئن نیست که با ما بیاید یا نه. در نهایت به همراه آقای نجاریان و آقا کاظم مسافر تله کابین می شود.

 

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 23:10  توسط   | 

گزارش تصویری

 

 گزارش تصویری اردوی چهارم 

ارسالی از "رضا بیات منش"

لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 13:2  توسط   | 

گزارش اردوی چهارم هیمالیا نوردی زنجان

افحسبتم انما خلقنکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون

اردوی چهارم هیمالیا نوردی

سه راهی جاده بیجار _ حسن ابدال

2 اسفند 87

حبیبه علوی

 

هیچ پیش زمینه ذهنی نسبت به آنچه در این اردو بر ما خواهد گذشت , ندارم. فقط می دانم که فنی و سرعتی است. مکانش نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد. به همین دلیل افکارم مغشوش است و نمی توانم ترتیب برنامه های فردا را در ذهنم مجسم کنم.

جمعه , روز اردو :

ساعت را روی 3 کوک کرده ام . 2 دقیقه قبل از زنگ خوردنش بیدار می شوم. چند لقمه صبحانه می خورم ( از آنجایی که در اردوی اول صبحانه را ساعت 9 صرف کردیم ) و بعد مینا می آید دنبالم. جلوی درب ورزشگاه انقلاب چند نفری ایستاده اند. بقیه هم می رسند و می رویم داخل . آقای نجاریان از بچه ها می خواهد که لوازم فنی شان را جدا کنند تا با ماشین حمل شوند. کوله هایمان سبک می شود.

حدود 35 نفریم. با دو دستگاه مینی بوس حرکت می کنیم. بیرون تاریک است و ما مشغول خوش و بش هستیم.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 22:54  توسط   | 

اردوی دوم هیمالیا نوردی -دماوند

بنام یزدان پاک

دماوند ( 5619 متر ) جبهه جنوبی

10 الی 13  بهمن سال 87

حبیبه علوی

سرپرست برنامه : آقای منصور افشاریان

سازمان اجرا کننده : هیئت کوهنوردی استان زنجان

نفرات : منصور افشاریان ( سرپرست ) , مجید دربانی ( سرپرست دوم و مربی ), مربیان : مسعود بیات منش ,علی بیات منش , فرهاد مسببی , سعید زبانی ,مربیان مهمان : حسین جبار , حسن مدقالچی,

و 4 نفر مهمان , شرکت کنندگان در تست هیمالیا نوردی : 8 نفر خانم و حدود 15 نفر آقا

گروه پشتیبانی : حسن نجاریان , رضا لطفی ,شکری

پیش از سفر :

زمان اجرای اردوی دوم هیمالیا نوردی پس از کش و قوسی چند  فرا می رسد . نام دماوند دست ارادت را بر سینه مان می نشاند و  هیبت و صلابتش افکارمان را متوجه تجهیزات می کند. هفته های گذشته را با برنامه های آمادگی دماوند پشت سر گذاشته ایم و آخرین هفته را در پی تکمیل تجهیزات به هر دری می زنیم. با عنایت دوستان و همیشه همراهان همدل تمام تجهیزات مهیا می شود.

سه شنبه 8 بهمن در محل دفتر هیئت گرد هم می آییم تا وسایلمان بررسی شوند. ( البته فقط وسایل خانم ها بررسی می شود.!) . بر خلاف رویه ای که قبلا اعلام شده بود , عده ای تجهیزاتشان را از هیئت به امانت می گیرند.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 10:6  توسط   | 

اردوی اول تست هیمالیا نوردی بانوان زنجان

به نام حضرت دوست


    حتما شما هم وقتی بچه بودید اردو رفته اید. بچه ها بهترین مسافرت را هم که با خانواده شان می روند, شب را راحت تا صبح می خوابند. ولی وقتی قرار است بدون خانواده, با معلم و همشاگردی ها تا پارک سر کوچه هم بروندتا صبح ده بار خواب می بینند که از سرویس جا مانده اند, خوراکی هایشان را جا گذاشته اند و از این خوابها. چون هیچ ذهنیتی از بیرون رفتن با نمی دانم چه کسی به نمی دانم کجا ندارند. برای من هم که در اینجا کوهنوردی با خانواده اورست معنی پیدا کرده بود همینجور شد. خلاصه اینکه یک استرس عجیب و بی معنی با یک عالمه خواب بی سر و ته از جا ماندن, از خیلی چیزها. و این حس ادامه داشت تا۵٠/١ دقیقه ظهر پنجشنبه که متوجه تماس بی پاسخ آقای میربها شدم, ایشان برای رساندن طناب انفرادی به ما, جلو ی هیئت خواهند آمد.جدا دلم گرم شد! به در هیئت که رسیدم دیدم آقای درگاهی قبل از ما آنجا بودند, دست مریضاد!
   اولین بخش, کنترل وسایل کوله ها بود.با چندتا ضربدر که گرفتیم

 

 

۷ و ٨  آذر ماه ١۳٨۷

نفیسه خسروی


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 0:8  توسط   | 

گزارش صعود به گرده شرقی هرم3(منطقه سبلان)

دلم تنگ است ، از برای چه ؟ نمی دانم ؟! شاید به خاطر حسی باشد که در درونم برای هم آغوشی با طبیعت ایجاد گشته ولی گویا زمین و زمان درهم آمیخته اند تا این پیوند حاصل نگردد .                                            
منتظر دوستان و همنوردانم هستم تا شاید نفر سومی به جمع دو نفره ما اضافه گردد ، اما زهی خیال باطل .     
هنوز ساعاتی تا نیمروز باقی است که با سروش تماس می گیرم و نظر او را در مورد اجرای دو نفره مسیر غربی سبلان و تجربه شب مانی در قله جویا می شوم که او نیز موافقت خود را اعلام می نماید. پس از مشورت و دیداری حضوری ، زمان حرکت را به بعد از صرف نهار موکول می نمائیم هنوز ساعت سه عصر نشده است که پس از خداحافظی از خانوادهایمان برای گرفتن چادر دو نفره سعید به سوی منزل ایشان روان می شویم .حرکت گروهی به سوی منطقه سبلان و همراهی نکردن سعید با آنان برای خانم درگاهی جای تعجب دارد و گوئی هنوز در نرفتن سعید به سبلان شک است .                                                                                             
برای خداحافظی و گرفتن آخرین توصیه ها با آقای درگاهی نیز دیداری تازه می کنیم. سعید در آخرین لحظات تصمیم خود را تغییر می دهد ولی نه برای حرکت بر روی مسیر تکراری و ملال آور غربی بلکه برای شناسایی گروه شرقی هرم 3 ، خاطر سعید بیشتر از اینها ارزش دارد که ساعت و مسیر حرکت را به خاطر او تغییر ندهیم .پس از مذاکرات نیم ساغته قرار حرکت را تا شب به تاخیر می اندازیم برنامه ما از همین لحظه کلید خورده است کیلومتر کردن خیابانهای شهر ، انجام کارهای عقب افتاده ، دیدار با همنوردان دیگر و همینطور فراهم آوردن وسایل فنی صعود و خرید وقتمان را تا زمان حرکت پر می کند شب هنگام است که به دنبال سعید می رویم خانواده درگاهی برای بدرقه ایشان تا دم در پایین آپارتمان پایین آمده اند .   

          

۲و۳و۴ مرداد   ۱۳۸۷  

گرده شرقی هرم ۳  

مجید پیری   


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:51  توسط   | 

گزارش صعود به قله توچال

  تعطیلات آخر هفته برای بعضی ها یعنی استراحت،خوردن و خوابیدن وبرای بعضی یعنی حرکت و سرو کله زدن با طبیعت.
   طبق تقویم 6ماهه دوم گروه کوهنوردی اورست زنجان برنامه آخر هفته برای روزهای بیست و هشتم وبیست ونهم آذر ماه صعود به قله توچال است با سرپرستی من (کریم بیگدلی ). یک هفته است که با استرس شدیدی دست پنجه نرم می کنم . شاید به این خاطر اینکه اولین تجربه سرپرستی ام است . بگذریم از توچال بگویم
   قله توچال از مهمترین قلل مشرف به شهر تهران  و بلند ترین قله منطقه محسوب می شود ارتفاع این قله در روایات مختلف است 3963، 3965، 3975 و چند رقم دیگر . این قله از شمال به دشت شهرستانک و از جنوب به شهر تهران مشرف است.جالب است بدانیم که دارآباد ، فرحزاد ، کلک چال و حتی امامزاده داوود هم بخش هایی از توچال محسوب می شوند با میانگین ارتفاع 2800 تا 3100 متر از سطح دریا.
   مسیر های صعود به قله توچال متعدد است و دو مسیر اصلی از شهر تهران دارد . مسیر اول از دره زیبای دربند آغاز می شود و از پناهگاه شیرپلا می گذرد . مسیر دوم هم از دره ولنجک شروع می شود این مسیر در واقع همان مسیر تله کابین توچال است .این خط تله کابین حدود چهل سال پیش توسط شرکت پومای اتریش طراحی و اجرا شده  است و طولانی ترین خط تله کابین جهان محسوب میشود.


   کوهنوردان بیشتر مسیر نخست را جهت صعود انتخاب می کنند. این مسیر دارای  دو پناه گاه است اول پناهگاه شیر پلا در ارتفاع 2800 متری با امکانات رفاهی مناسب برای خواب و خوراک کوهنوردان، البته بگذریم از تار عنکبوتهایی که از در و دیوارش آویزان است و زباله هایی که در جای جای پناه گاه به چشم می خورد . دوم جان پناه امیری در ارتفاع 3400 متری محلی مناسب جهت استراحت، اگر نادیده بگیریم انبوه زباله ها را در چهار گوشه داخل جان پناه و بوی تعفنی را که به مشام می رسد

توچال

آذر ۱۳۸۷

کریم بیگدلی

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 22:16  توسط   | 

صعود به قله سبلان از طریق یال و گردنه شمالغربی(منتخب جشنواره فیلم وگزارش کوهنوردی)

 

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگو مرا که همان مهر اول است و زیادت


... امروز پنج شنبه (16/3/1387) است.
دوستان خودشان قرار را ساعت 00/6 گذاشته اند. سر ساعت00/6 سراغ سلحشوری می روم . کوله اش یک روزه است و کیسه خواب و پتو و خرت و پرتش را در سه نوبت داخل ماشین می آورد. بدنبال پیری می رویم. شاکی است که چرا دیر کرده ایم و البته من با نگاهی به سلحشوری جوابش را می دهم یعنی از ایشان بپرسید. ساعت اندکی از 30َ/6 گذشته که از زنجان خارج می شویم.
... در لاهرود بچه ها با سر و صفایی دادن به سر و صورت خودشان، نهار را همانجا می خوریم. البته در مشایعت مگس ها، زنبورها و کلی چیزهای دیگر.
آبگرم شتابیل قیامتی است.
واقعا جای سوزن انداختن نیست. تمام محوطه پارکینگ و اطراف هتل کاملا کیپ پر شده و ما نیز راهی از میان این سیل جمعیت پیدا کرده و در گوشه ای جا خوش می کنیم. کوله ها و وسایل را پایین ریخته ، آماده می شویم. مرتب کردن ماشین و بستن کوله ها زیاد به طول نمی انجامد.
ساعت 15/15 دقیقه را نشان می دهد که براه می افتیم.
از شیب سمت جنوبی و پوشیده از چمن بالای شابیل آغاز می کنیم. با ادامه صعود و افزایش ارتفاع آدم ها و ماشین ها کوچک و کوچکتر می شوند تا اینکه با ورود به آبراه دره از نظر ناپدید می شوند و ما می مانیم با طبیعت زیبا و ساکت که هر از گاهی صحبت های بچه ها این سکوت را بر هم می زند.
مسیری است که بی نهایت بار به عناوین و صعودهای مختلف پیموده ایم. چاشنی این صعود دو ساعته، بازگویی خاطرات و یادی از دوستانی است که در این برنامه از مصاحبت و وجودشان محرومیم. به محوطه گوسفند سرا و استقرار چادرهای بومی منطقه و اندکی ساخت و ساز موسوم به (گوسفند سرای کاوندی) وارد می شویم. آسمان کاملاً صاف است و هوا نه سرد است و نه گرم. در بالاترین محلی که می توان در پای یال شمال غربی چادر زد، مستقر می شویم. بفاصله چند متری از چادر لکه برفی با آب گوارایی خودنمایی می کند. طبق برنامه و تجربیات صعودهای پیشین شب را مهمان طبیعت منطقه هستیم.

سبلان 4811 متر
مبدا صعود : آبگرم شابیل

گزارش از :سعید درگاهی

۱۳۸۷

 


 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 3:37  توسط   | 

گزارش برنامه سبلان -گرده(گزارش منتخب جشنواره فیلم وگزارش کوهنوردی)

برای دادن گزارش سبلان از طریق گرده به نظرم فقط سه کلمه کافی است :

زیبا ، زیبا ، زیبا ، والسلام.

هیچ میدانید ما به کجا میرویم ؟ جانب حضرت دوست ، که روی عاشقان طبیعت جانب اوست .

ما را به سبلان ارادتی به تمام و کمال است به هیچ مسیر و کوهی این چنین حریصانه و مشتاق حرکت نکرده و ِگز ِگز لذت هیچ صعودی این چنین به دل ماندگار نیست .

چهارشنبه شب ساعت َ15/23 (5/5/85) از زنجان خارج میشویم ماشین را محسن آورده (پیکان) ، آتش نما و من . محسن لحظاتی قبل از بسته شدن برنامه در جلسه گروه (سه شنبه 3/5/85) به ما می پیوندد . شاید نمیداند چه فشار و مصیبتی را باید تحمل بکند ، یا شاید میداند و آماده گی اش را دارد حمید تا بحال به قول خودش قسمت نشده که به سبلان برود و هیکل و اندامش بوی نوید صعود راحت و آرامی را میدهد .

برای اجرای این برنامه در تیر ماه 85 یک شناسایی از منطقه صورت گرفت که تا پای یخچال شمالی پیش رفته و پرتگاههای گرده و مسیرهای صعود گروه و غیره را از نظر گذراندیم .

جای بچه های پر حرف و شلوغ در این برنامه خالی است : حمید بیات ، اصغر محمدی و ... و نیز مسعود و علی و رحمتی که پشتمان در برنامه ها به آنان گرم است .

زندگی کلاف سر درگمی است .

با حمید اولین باری است که به طور جدی در برنامه با هم هستیم و زیاد به خلق و خوی و عاداتش آشنا نیستم و جانب بزرگی او و احتیاط را رعایت میکنم هر چند که از این احتیاط خود در عذابم .

محسن ٬ وای ، تا آنجا که به یاد دارم در برنامه های سنگین یا لا اقل در برنامه های من فقط سرزنش می شنود و تصمیم می گیرد که خود را آماده تر بکند ولی گویا چنین نمی شود و تکرار ماجراها .

میانه – بستان آباد – سراب ، محسن جایش را به من میدهد و ادامه میدهیم .

اردبیل – فخر آباد – لاهرود و شابیل . ساعت َ30/6 .

در چمنزارهای با صفای شابیل صبحانه را می خوریم

و بدون عجله و دغدغه با لندروری عازم پناهگاه شمال شرقی می شویم .

حقیقیت این است که تصمیم بر این بود پیاده تا پای گرده برویم ولی از ظواهر و شواهد و قراین و خیلی چیزهای دیگر بچه ها اهل پیاده روی نیستند و به کنایه و گوشه و ایما و اشاره چون کودکانی که هنوز زبان باز نکرده اند منظورشان را می فهمانند باید تحمل دوره شابیل را که رد میکنیم سبلان ، یخچال ، گرده و همچنین یال پناهگاه نمایان می شود :

از دور گاهی شیبش بسیار بالاست ، گاهی خوابیده ، گاهی بسیار ساده می نماید و گاهی هیچ راهی نمی دهد در ذهنم آن تشویش و نگرانی مسیر نارفته و نادیده بالا و پایین می رود باید از نزدیک ملاقاتش کرد .

محل موسوم به (غاوندی اوباسی) را رد می کنیم و همچنین شروع مسیر جانپناه غربی را که خاکی لندرور را به خدا می سپاریم و شاید او نیز ما را به خدا می سپارد .

گرای گرده از این نقطه 195 درجه است .

تهیه وتنظیم:

سعید درگاهی


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 1:6  توسط   | 

گزارش سبلان,جبهه جنوبی(گزارش منتخب جشنواره فیلم وگزارش کوهنوردی)

سبلان


در میان کوههای زیبای ایران زمین شاید سبلان یک استثنا است .

نمیدانم شاید بخاطر وسعت زیبائیش باشد یا به دلیل مردمان پیرامونش که بسیار سختکوش و مهربان هستند یا دامنه های سرسبز و بارورش یا طبیعت بکر و وحشی آن و یا شاید چشم انداز زیبایش و یا حتی پرتگاههای مخوف و وحشتناکش ، هرمهای مقدس و دست نیافتنی آن و یا بالاخره شاید دریاچه منحصر به فرد آن در بلندیها ، هرجه هست و نیست با یک بار دیدار و صعود ، خاطره های شیرین و حتی تلخ آن برای همیشه در ذهن نقش میبندد و قریب به اتفاق آنان دوست دارند که هر سال آن دیدار آشنا را تازه گردانند و البته کوهنوردان از این قائده مستثنی نیستند و رنج سفر را بجان خریده تا سبلان از کدام سوی اجازه رخصت و صعود بفرماید و دمی در کنارش پذیرایشان باشد و تشنه تر و خمارتر از پیش راهیشان سازد. 



از آغاز هفته چشم به آسمان دارم و دست در دامن دوستان تا این سعادت نصیب کدام یک بشود با هرکس که گمان دارم  درصدی تمایل دارد تماس میگیرم : یکی کار دارد ، یکی درس دارد ، یکی شاگرد ندارد ، آن دیگری در دسترس نیست ، یکی بهانه می آورد ، یکی می گوید زود است ، دیگری اظهار میدارد تعداد کم است ، خلاصه آخر از سر ناچاری محسن را در جریان میگذارم و با سبک سنگین کردن میگوید که آخر هفته برویم سه شنبه در جلسه گروه موضوع را مطرح و اصغر نیز تمایل به همکاری مینماید بدلیل برگزاری مراسم سالگرد (پدرم) در روز پنجشنبه مجبور میشویم برنامه را روز جمعه آغاز کنیم ، پنجشنبه بعد از مراسم خیلی دیر وقت بخانه می آییم ( َ30/12) علی و دوستانش هم زمان می آیند و چادر مسعود را به امانت در اختیارمان میگذارند ظرف نیم ساعت کوله ام را بسته و ساعت را روی َ15/4 کوک میکنم قرارمان ساعت 00/5 است ده دقیقه مانده به 00/5 روز جمعه 25/1/85 در میدان هنرستان منتظر محسن هستم محسن نیز در این ماه برنامه شفت را داشت که بدلیل هوای خراب و نبود نفر تا بحال این برنامه را اجرا نکرده است با هم به سراغ اصغر می رویم و هر سه راهی میشویم ساعت حول و حوش َ30/5 است نان تازه ای میخریم و در گرگ و میش صبح براه می افتیم در چشمه سیدلر صبحانه را که اصغر زحمتش را کشیده خورده و سریعا ادامه میدهیم مسیرمان : میانه – بستان آباد – سراب و سرعین است که ساعت 00/12 با عبور از روستای آلوارس و دقیقا 10 کیلومتر راه آسفالت به پیست اسکی آلوارس میرسیم .                                                    
هوا آرام است پیست اسکی تقریبا مشتری دارد آقای روحی را میبینم که سالهای قبل در صعود به هرمها در نگهبانی پیست با هم سلام و علیک کردیم بساط نهار را همانجا میگسترانیم و اصغر و محسن کباب میخورند و من هم سهم سارا را که همواره غذایش نصفه نیمه میماند وسایلمان را جمع و جور میکنیم و وسایل اضافه را در ماشین و اضافه تر از آن در کوله ها جای میگیرد محسن تماما رفتار و حرکاتش مطابق برنامه های گلگشتی است سبلان را با شفت قاطی کرده ، اصغر تجربه اش بیشتر است و تحمل حرکاتش راحتتر و قابل قبولتر .                      

 کوله هایمان را به دوش کشیده و آماده هستیم . گرای سبلان و قله آن از پیست اسکی N است
از راه خاکی چند ده متری مانده به پیست صعود را آغاز و خودمان را یواش یواش گرم میکنیم . گرای انتهای جاده خاکی در گرمای ظهر آب شده و به همراه خاک مسیر را گلی و صعود را مشکل و آنچنان دلچسب نیست به هر صورت ساعتی بعد به انتهای جاده میرسیم و ناگاه چشم اندازی بسیار زیبا ، عمیق ، گسترده و البته کاملا زمستانی جلوی چشمان پدیدارمیشود .

                                                                        
تهیه و تنظیم:

سعید درگاهی


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 17:47  توسط   | 

گزارش و گزارش نويسي در برنامه هاي کوهنوردي

گزارش


الف) تعريف:
گزارش عبارت است از برداشت، شرح و نگارش ماوقع يک برنامه کوهنوردي .


برداشت: شامل ديدگاه هاي نويسنده گزارش از يک برنامه کوهنوردي به لحاظ ورزشي، اجتماعي، فرهنگي، عاطفي، احساسي و ... مي باشد که مي تواند يک يا چند و يا همگي موارد فوق را  در بربگيرد.


شرح: توضيحات در چگونگي شروع برنامه، ادامه برنامه  و پاين يک برنامه کوهنوردي است.


نگارش: ثبت برداشت ها، ديدگاه ها ، توضيحات و ... است.

 
   ب)يک گزارش کامل موارد زير را شامل مي شود:
1- فلسفه شروع
2- آغاز برنامه
3- متن گزارش
4- پايان گزارش
5- مشخصات برنامه
6- کروکي
7- عکس هاي برنامه


     (ب1) فسلفه شروع
توضيحات و شرحي در چگونگي شکل گيري و اجراي يک برنامه کوهنوردي، قبل از شروع و اجراي برنامه


    (ب2 ) آغاز برنامه
توضيحات و شرحي بر چگونگي آغاز برنامه که شامل» (محل شروع برنامه- ساعت شروع- نوع وسيله نقليه- نفرات شرکت کننده- نفرات غائب- بدرقه کنندگان- مهمان برنامه و ...)


     (ب3) متن گزارش
 قسمت اصلي و متن گزارش که توضيحاتي جامع و کامل از آنچه در يک برنامه کوهنوردي به وقوع مي پيوندد شامل: [خاطرات – حوادث- ماجراها- نحوه صعود و فرودها- استراحت ها- مسائل پيرامون شب ماني- آب و هوا و اوضاع جوي- پوشش گياهي و تنوع جانوري منطقه- آداب و رسوم و فرهنگ مردمان پيرامون محل اجراي برنامه- مسير ها (پاکوب- راه خاکي- مالرو- يال- گردنه- گرده- ديواره- جنگلي و ... ) گراهاي مسير هاي مشخص- مشخصات مسير- محل هاي داراي چشمه و آب- توضيحاتي در روستاها و مکان هاي عبوري و ...]


    (ب4) پايان گزارش
 قسمت پاياني گزارش که به محل پايان برنامه- ساعت پايان – تعداد نفرات در آخر برنامه- مسير برگشت به مبدا صعود- برگشت به محل اقامت (شهرستان) و ...

  تهيه و تنظيم:
سعيد درگاهي
سال 1384


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 11:18  توسط   |