آیین نامه و اساسنامه گروه | تقویم ورزشی | گزارش برنامه ها | آموزشی | مقالات | یادداشت همنورد | شعر کوهستان | خبر | معلق نامه | ارتباط با ما |

هيئت كوهنوردي زنجان
فدراسیون کوهنوردی
پیش بینی آب و هوا قلل
قلمرو كوهستاني ايران
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی
نقشه كروكي قلل دنيا
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی کوهستان ایران
بيابانها و كوير هاي ايران
سایت کمپانی پزل
باشگاه كوهنوردان آرش
کوه mountain
باشگاه کوهنوردی آفاق(گرگان)
کوه و کلمه
فهرست وب سایت های ایرانی
دل مشغولی های من
گروه کوهنوردی آرامدلان
گروه کوهنوردی آلوارس
گروه کوهنوردی طلوع
گروه کوهنوردی دومان
گروه سنگنوردی Rockrovers
گروه سنگنوردی Crazy Of Rock
گروه كوهنوردي ايساكو( ايساكوه)
انجمن كوهنوردان ايران
سايت كوهنورد
تشكل هاي كوهنوردي ايران
راهنمايان كوهستان ايران
ديده بان كوهستان
سايت جامع گردشگري ايران
غارهاي ايران
معرفي كوهنوردان ايران
اخبار اورست
فريدون مشيري
climbing
صخره نوردي
مدرسه بين المللي كوهنوردي
كوه نوشت
كوهنوردي و سلامتي
شهر صخره ها
مجله جغرافياي جهان
هم طناب ( سنگنوردي)
راسخون
هيئت كوهنوردي گنبد كاووس
سايتهاي گردشگري جام جم
سايتهاي گردشگري همشهري
خانه كمانداران ايران
داغچيلار
خانه آفتاب
کوهنوردان سرزمین های دور
کوه قاف
آياز
قالب وبلاگ
::
شهریور 1389
::
مرداد 1389
::
تیر 1389
::
خرداد 1389
::
اردیبهشت 1389
::
فروردین 1389
::
اسفند 1388
::
بهمن 1388
::
دی 1388
::
آذر 1388
::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
مرداد 1388
::
تیر 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
افراد آنلاين :
تعداد بازديدها :
هواشناسی معلقات
به نام حضرت دوست
معمولي معموليش ما يک خط در ميون يا مي افتاديم تو جوب يا اينکه درخت و تير چراغ برق سر کوچه مستقيم مياومد ميخورد به ما! تازه اين مال موقعي بود که هنوز سر به هوا نشده بوديم. چه برسد به حالا!!!
ياد روزهايي که آدم بوديم بخير! - سماق نامه
ياد روزهايي که آدم بوديم بخير!
هفته آدم ها از شنبه شروع ميشود، که آدم مي رود سر کار و زندگي. شب مي آيد، صبح ميرود، شب مي آيد، صبح مي رود و همينجوري مي رود تا آخر هفته که روي مبل افقي بشود و کنترل تلويزيون را روي اولين سطح سفت دم دست ول کند. نصف اتاق را با روزنامه فرش کند و آشغال تخمه و نصف ديگرش را با پوست چيپس و ماست و قوطي آب ميوه!
شفت گشت نامه 2003
سلام میگوییم که بدانید زنده ایم. به جان خودم ما خودمان هستیم.
یک مدت بود در این ژورنالهای خارجی فرسایش افاضه میفرمودیم، که یک روز از درِ یک دکان نان فروشی رد شدیم( اینجا حسرت یک نصف پَر بربری مانده به دل معلقیمان (همان بی صاحاب سابق) و فقط از آن نانها ی مستطیلی هست که ژانوالژان میدزدید برای بچه ی خواهرش اینا! ) این بود که یاد دیار معلق تر از جانمان افتادیم که دست آخر، آن نانهای سفید و نرم که هایدی نگر میداشت واسه مادر بزرگ پیتر را ول کنیم، بلند شویم بیاییم وسط دیگهای قرمه سبزی پزی رهایندگان اهل قلم و نااهل قلم، ضد اهل قلم ، درد اهل قلم، کوفت اهل قلم ، مرگ اهل قلم!( اینجور نوشتیم که همه ی جهات قدمی و قلمی، کتابی و نیم قلمی را شامل شود!)
شفت گشت نامه
سلام
فقط نصف يه چشمم رو باز کردم، هنوز نميدونستم چطوري مي شود!_مصيبتنامه ي تو چادر خوابيدنمون رو براتون گفته بودم که اگه شما هم حافظتون مثل من باشه، قطعا يادتون نمونده! که اهميتي هم نداره! آخه اين دفعه بيرون چادر خوابيده بوديم_ از اون نصف چشمي که باز کرده بودم 20-30 درجه بالاش آسمون بود که هنوز کبود بود و کلي هم ستاره داشت. 10-15 درجه پايينش هم ادامه ي آتيش ديشب بود که از بس سرپرستمان دکتراي طراحي صنعتي آتش سوزاندن(!) دارند، هنوز خاکستر و چوب و گل سرخ وسطش پتانسيل يه آتيش حسابي براي صبحانه رو دارا بود....
آقا، مینیمال شدیم رفت!
آقا، مینیمال شدیم رفت!
سرگذشت این موجود معلق
دست نوشتههاي يک موجود معلّق
به نام حضرت دوست
"دست نوشتههاي يک موجود معلّق"
حدودا ً از يک روزي شروع شد. چندان مهم نيست از کي، کجايش هم همچنين، چگونگياش نيز مثل بقيه. از يک روزي معلّق بوديم. اولش نميدانستيم چه حال و هوايي دارد، شايد يک چيزي شبيه بازي با کنترل تلوزيون، يا مترسنجي خيابانهاي با طول و عرض متفاوت، در ابعاد وسيعترش آبياري مراتع طبيعي و گياهان خارج از مرزهاي خشکي و يا حتي دانشجو بودن(مطابق آخرين تعريف رسمي سال هجري خورشيدي) يا ... ولي موضوع از اين هم جديتر بود، در همهي اينها لااقل آن موجود به يک چيزي وصل. . .