تبليغاتX
گروه کوهنوردی اورست زنجان

       

آیین نامه و اساسنامه گروه | تقویم ورزشی | گزارش برنامه ها | آموزشی | مقالات | یادداشت همنورد | شعر کوهستان | خبر | معلق نامه | ارتباط با ما |

درباره

  تاسیس 1378
جمله هفته

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.
دكتر علي شريعتي

پيوند هاي روزانه
لينک دوستان

هيئت كوهنوردي زنجان
فدراسیون کوهنوردی
پیش بینی آب و هوا قلل
قلمرو كوهستاني ايران
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی
نقشه كروكي قلل دنيا
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی کوهستان ایران
بيابانها و كوير هاي ايران
سایت کمپانی پزل
باشگاه كوهنوردان آرش
کوه mountain
باشگاه کوهنوردی آفاق(گرگان)
کوه و کلمه
فهرست وب سایت های ایرانی
دل مشغولی های من
گروه کوهنوردی آرامدلان
گروه کوهنوردی آلوارس
گروه کوهنوردی طلوع
گروه کوهنوردی دومان
گروه سنگنوردی Rockrovers
گروه سنگنوردی Crazy Of Rock
گروه كوهنوردي ايساكو( ايساكوه)
انجمن كوهنوردان ايران
سايت كوهنورد
تشكل هاي كوهنوردي ايران
راهنمايان كوهستان ايران
ديده بان كوهستان
سايت جامع گردشگري ايران
غارهاي ايران
معرفي كوهنوردان ايران
اخبار اورست
فريدون مشيري
climbing
صخره نوردي
مدرسه بين المللي كوهنوردي
كوه نوشت
كوهنوردي و سلامتي
شهر صخره ها
مجله جغرافياي جهان
هم طناب ( سنگنوردي)
راسخون
هيئت كوهنوردي گنبد كاووس
سايتهاي گردشگري جام جم
سايتهاي گردشگري همشهري
خانه كمانداران ايران
داغچيلار
خانه آفتاب
کوهنوردان سرزمین های دور
کوه قاف
آياز
قالب وبلاگ

طراح قالب

گزارش صعود به گرده شرقی هرم3(منطقه سبلان)

دلم تنگ است ، از برای چه ؟ نمی دانم ؟! شاید به خاطر حسی باشد که در درونم برای هم آغوشی با طبیعت ایجاد گشته ولی گویا زمین و زمان درهم آمیخته اند تا این پیوند حاصل نگردد .                                            
منتظر دوستان و همنوردانم هستم تا شاید نفر سومی به جمع دو نفره ما اضافه گردد ، اما زهی خیال باطل .     
هنوز ساعاتی تا نیمروز باقی است که با سروش تماس می گیرم و نظر او را در مورد اجرای دو نفره مسیر غربی سبلان و تجربه شب مانی در قله جویا می شوم که او نیز موافقت خود را اعلام می نماید. پس از مشورت و دیداری حضوری ، زمان حرکت را به بعد از صرف نهار موکول می نمائیم هنوز ساعت سه عصر نشده است که پس از خداحافظی از خانوادهایمان برای گرفتن چادر دو نفره سعید به سوی منزل ایشان روان می شویم .حرکت گروهی به سوی منطقه سبلان و همراهی نکردن سعید با آنان برای خانم درگاهی جای تعجب دارد و گوئی هنوز در نرفتن سعید به سبلان شک است .                                                                                             
برای خداحافظی و گرفتن آخرین توصیه ها با آقای درگاهی نیز دیداری تازه می کنیم. سعید در آخرین لحظات تصمیم خود را تغییر می دهد ولی نه برای حرکت بر روی مسیر تکراری و ملال آور غربی بلکه برای شناسایی گروه شرقی هرم 3 ، خاطر سعید بیشتر از اینها ارزش دارد که ساعت و مسیر حرکت را به خاطر او تغییر ندهیم .پس از مذاکرات نیم ساغته قرار حرکت را تا شب به تاخیر می اندازیم برنامه ما از همین لحظه کلید خورده است کیلومتر کردن خیابانهای شهر ، انجام کارهای عقب افتاده ، دیدار با همنوردان دیگر و همینطور فراهم آوردن وسایل فنی صعود و خرید وقتمان را تا زمان حرکت پر می کند شب هنگام است که به دنبال سعید می رویم خانواده درگاهی برای بدرقه ایشان تا دم در پایین آپارتمان پایین آمده اند .   

          

۲و۳و۴ مرداد   ۱۳۸۷  

گرده شرقی هرم ۳  

مجید پیری   


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:51  توسط xavi  | 

چرا من؟

آرتور اش قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت،با تزریق خون آلوده به بیماری ایدز مبتلا شد.طرفداران آرتور از سراسر جهان نامه هایی محب امیز برایش فرستادند.یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود:چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟
آرتور در پاسخ این نامه چنین نوشت:در سرتاسر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به اموزش می کنند.حدود پنج میلیون از انها بازی را به خوبی فرا میگیرند.از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می اموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت میکنند.پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی راه می یابند.پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین اللمللی ویمبلدون را می یابند.چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند و دونفر به مسابقات نهایی.وقتی که من جام بهترین تنیس باز جهان را در دست هایم می فشردم ،هرگز نپرسیدم که"خدایا چرا من؟"و امروز وقتی که درد می کشم ،باز هم اجازه ندارم که از خودم بپرسم"چرا من؟"

                                                                                                                           مژگان یوسف پور

                                                                                                                      مجله موفقیت

لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 3:58  توسط xavi  | 

نگاهی بر زندگی ِسر ادموند هیلاری اولین فاتح قله اورست :

ِسر ِادموند هیلاری در سال 1919 در شهر آکلند نیوزلند چشم به جهان گشود و طی سالهای زندگی در کشور خود به کوهنوردی علاقه مند شد. با وجود اینکه درآمد حاصل از زنبور داری جهت امرار معاش و گذران زندگی او بسیار ناچیز بود ، با این حال تمامی قلل واقع در نیوزلند و آلپ و رشته کوه های هیمالیا را با موفقیت فتح کرد .او به 11 قله بالای 20000 پائی در رشته کوههای هیمالیا صعود کرد و در این زمان آمادگی کامل برای روبرو شدن با بلندترین قله جهان را داشت .                       
در رابطه با قله اورست دانستن مطالبی چند خالی از لطف نیست، این قله در میان تبت و نپال واقع شده است و در طول سالهای 1920 تا 1952 ، هفت گروه اعزامی در تلاش برای فتح قله ناکام ماندند در سال 1924 کوهنورد مشهور جورج لی مالوری جان خود را در این راه از دست داد و در سال 1952 نیز گروهی از کوهنوردان سوئیسی پس از رسیدن به قله جنوبی تنها در فاصله 1000 پائی از قله مجبور به بازگشت شدند.    

هیلاری در سالهای 1951 و 1952 به گروه های اعزامی اورست ملحق شد و در این گروهها به فعالیت پرداخت این فعالیت ها و موفقیت های پیشین او در فتح قله های مختلف موجب شد تا او در سال 1953 مورد توجه خاص ِسر جان هانت (لیدر گروه متحد هیمالیا وابسته به بریتانیای کبیر) قرار گیرد و نهایت تلاش خود را به کار بسته تا بتواند به همراه آنان قله اورست را فتح کند .                             
                        

                                                        

 
    منبع:Everest News . Com    

مترجم : محمد جواد پیری    


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 0:30  توسط xavi  | 

گزارش صعود به قله توچال

  تعطیلات آخر هفته برای بعضی ها یعنی استراحت،خوردن و خوابیدن وبرای بعضی یعنی حرکت و سرو کله زدن با طبیعت.
   طبق تقویم 6ماهه دوم گروه کوهنوردی اورست زنجان برنامه آخر هفته برای روزهای بیست و هشتم وبیست ونهم آذر ماه صعود به قله توچال است با سرپرستی من (کریم بیگدلی ). یک هفته است که با استرس شدیدی دست پنجه نرم می کنم . شاید به این خاطر اینکه اولین تجربه سرپرستی ام است . بگذریم از توچال بگویم
   قله توچال از مهمترین قلل مشرف به شهر تهران  و بلند ترین قله منطقه محسوب می شود ارتفاع این قله در روایات مختلف است 3963، 3965، 3975 و چند رقم دیگر . این قله از شمال به دشت شهرستانک و از جنوب به شهر تهران مشرف است.جالب است بدانیم که دارآباد ، فرحزاد ، کلک چال و حتی امامزاده داوود هم بخش هایی از توچال محسوب می شوند با میانگین ارتفاع 2800 تا 3100 متر از سطح دریا.
   مسیر های صعود به قله توچال متعدد است و دو مسیر اصلی از شهر تهران دارد . مسیر اول از دره زیبای دربند آغاز می شود و از پناهگاه شیرپلا می گذرد . مسیر دوم هم از دره ولنجک شروع می شود این مسیر در واقع همان مسیر تله کابین توچال است .این خط تله کابین حدود چهل سال پیش توسط شرکت پومای اتریش طراحی و اجرا شده  است و طولانی ترین خط تله کابین جهان محسوب میشود.


   کوهنوردان بیشتر مسیر نخست را جهت صعود انتخاب می کنند. این مسیر دارای  دو پناه گاه است اول پناهگاه شیر پلا در ارتفاع 2800 متری با امکانات رفاهی مناسب برای خواب و خوراک کوهنوردان، البته بگذریم از تار عنکبوتهایی که از در و دیوارش آویزان است و زباله هایی که در جای جای پناه گاه به چشم می خورد . دوم جان پناه امیری در ارتفاع 3400 متری محلی مناسب جهت استراحت، اگر نادیده بگیریم انبوه زباله ها را در چهار گوشه داخل جان پناه و بوی تعفنی را که به مشام می رسد

توچال

آذر ۱۳۸۷

کریم بیگدلی

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 22:16  توسط xavi  | 

صعود به قله سبلان از طریق یال و گردنه شمالغربی(منتخب جشنواره فیلم وگزارش کوهنوردی)

 

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگو مرا که همان مهر اول است و زیادت


... امروز پنج شنبه (16/3/1387) است.
دوستان خودشان قرار را ساعت 00/6 گذاشته اند. سر ساعت00/6 سراغ سلحشوری می روم . کوله اش یک روزه است و کیسه خواب و پتو و خرت و پرتش را در سه نوبت داخل ماشین می آورد. بدنبال پیری می رویم. شاکی است که چرا دیر کرده ایم و البته من با نگاهی به سلحشوری جوابش را می دهم یعنی از ایشان بپرسید. ساعت اندکی از 30َ/6 گذشته که از زنجان خارج می شویم.
... در لاهرود بچه ها با سر و صفایی دادن به سر و صورت خودشان، نهار را همانجا می خوریم. البته در مشایعت مگس ها، زنبورها و کلی چیزهای دیگر.
آبگرم شتابیل قیامتی است.
واقعا جای سوزن انداختن نیست. تمام محوطه پارکینگ و اطراف هتل کاملا کیپ پر شده و ما نیز راهی از میان این سیل جمعیت پیدا کرده و در گوشه ای جا خوش می کنیم. کوله ها و وسایل را پایین ریخته ، آماده می شویم. مرتب کردن ماشین و بستن کوله ها زیاد به طول نمی انجامد.
ساعت 15/15 دقیقه را نشان می دهد که براه می افتیم.
از شیب سمت جنوبی و پوشیده از چمن بالای شابیل آغاز می کنیم. با ادامه صعود و افزایش ارتفاع آدم ها و ماشین ها کوچک و کوچکتر می شوند تا اینکه با ورود به آبراه دره از نظر ناپدید می شوند و ما می مانیم با طبیعت زیبا و ساکت که هر از گاهی صحبت های بچه ها این سکوت را بر هم می زند.
مسیری است که بی نهایت بار به عناوین و صعودهای مختلف پیموده ایم. چاشنی این صعود دو ساعته، بازگویی خاطرات و یادی از دوستانی است که در این برنامه از مصاحبت و وجودشان محرومیم. به محوطه گوسفند سرا و استقرار چادرهای بومی منطقه و اندکی ساخت و ساز موسوم به (گوسفند سرای کاوندی) وارد می شویم. آسمان کاملاً صاف است و هوا نه سرد است و نه گرم. در بالاترین محلی که می توان در پای یال شمال غربی چادر زد، مستقر می شویم. بفاصله چند متری از چادر لکه برفی با آب گوارایی خودنمایی می کند. طبق برنامه و تجربیات صعودهای پیشین شب را مهمان طبیعت منطقه هستیم.

سبلان 4811 متر
مبدا صعود : آبگرم شابیل

گزارش از :سعید درگاهی

۱۳۸۷

 


 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 3:37  توسط xavi  | 

گزارش برنامه سبلان -گرده(گزارش منتخب جشنواره فیلم وگزارش کوهنوردی)

برای دادن گزارش سبلان از طریق گرده به نظرم فقط سه کلمه کافی است :

زیبا ، زیبا ، زیبا ، والسلام.

هیچ میدانید ما به کجا میرویم ؟ جانب حضرت دوست ، که روی عاشقان طبیعت جانب اوست .

ما را به سبلان ارادتی به تمام و کمال است به هیچ مسیر و کوهی این چنین حریصانه و مشتاق حرکت نکرده و ِگز ِگز لذت هیچ صعودی این چنین به دل ماندگار نیست .

چهارشنبه شب ساعت َ15/23 (5/5/85) از زنجان خارج میشویم ماشین را محسن آورده (پیکان) ، آتش نما و من . محسن لحظاتی قبل از بسته شدن برنامه در جلسه گروه (سه شنبه 3/5/85) به ما می پیوندد . شاید نمیداند چه فشار و مصیبتی را باید تحمل بکند ، یا شاید میداند و آماده گی اش را دارد حمید تا بحال به قول خودش قسمت نشده که به سبلان برود و هیکل و اندامش بوی نوید صعود راحت و آرامی را میدهد .

برای اجرای این برنامه در تیر ماه 85 یک شناسایی از منطقه صورت گرفت که تا پای یخچال شمالی پیش رفته و پرتگاههای گرده و مسیرهای صعود گروه و غیره را از نظر گذراندیم .

جای بچه های پر حرف و شلوغ در این برنامه خالی است : حمید بیات ، اصغر محمدی و ... و نیز مسعود و علی و رحمتی که پشتمان در برنامه ها به آنان گرم است .

زندگی کلاف سر درگمی است .

با حمید اولین باری است که به طور جدی در برنامه با هم هستیم و زیاد به خلق و خوی و عاداتش آشنا نیستم و جانب بزرگی او و احتیاط را رعایت میکنم هر چند که از این احتیاط خود در عذابم .

محسن ٬ وای ، تا آنجا که به یاد دارم در برنامه های سنگین یا لا اقل در برنامه های من فقط سرزنش می شنود و تصمیم می گیرد که خود را آماده تر بکند ولی گویا چنین نمی شود و تکرار ماجراها .

میانه – بستان آباد – سراب ، محسن جایش را به من میدهد و ادامه میدهیم .

اردبیل – فخر آباد – لاهرود و شابیل . ساعت َ30/6 .

در چمنزارهای با صفای شابیل صبحانه را می خوریم

و بدون عجله و دغدغه با لندروری عازم پناهگاه شمال شرقی می شویم .

حقیقیت این است که تصمیم بر این بود پیاده تا پای گرده برویم ولی از ظواهر و شواهد و قراین و خیلی چیزهای دیگر بچه ها اهل پیاده روی نیستند و به کنایه و گوشه و ایما و اشاره چون کودکانی که هنوز زبان باز نکرده اند منظورشان را می فهمانند باید تحمل دوره شابیل را که رد میکنیم سبلان ، یخچال ، گرده و همچنین یال پناهگاه نمایان می شود :

از دور گاهی شیبش بسیار بالاست ، گاهی خوابیده ، گاهی بسیار ساده می نماید و گاهی هیچ راهی نمی دهد در ذهنم آن تشویش و نگرانی مسیر نارفته و نادیده بالا و پایین می رود باید از نزدیک ملاقاتش کرد .

محل موسوم به (غاوندی اوباسی) را رد می کنیم و همچنین شروع مسیر جانپناه غربی را که خاکی لندرور را به خدا می سپاریم و شاید او نیز ما را به خدا می سپارد .

گرای گرده از این نقطه 195 درجه است .

تهیه وتنظیم:

سعید درگاهی


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 1:6  توسط xavi  | 

گزارش سبلان,جبهه جنوبی(گزارش منتخب جشنواره فیلم وگزارش کوهنوردی)

سبلان


در میان کوههای زیبای ایران زمین شاید سبلان یک استثنا است .

نمیدانم شاید بخاطر وسعت زیبائیش باشد یا به دلیل مردمان پیرامونش که بسیار سختکوش و مهربان هستند یا دامنه های سرسبز و بارورش یا طبیعت بکر و وحشی آن و یا شاید چشم انداز زیبایش و یا حتی پرتگاههای مخوف و وحشتناکش ، هرمهای مقدس و دست نیافتنی آن و یا بالاخره شاید دریاچه منحصر به فرد آن در بلندیها ، هرجه هست و نیست با یک بار دیدار و صعود ، خاطره های شیرین و حتی تلخ آن برای همیشه در ذهن نقش میبندد و قریب به اتفاق آنان دوست دارند که هر سال آن دیدار آشنا را تازه گردانند و البته کوهنوردان از این قائده مستثنی نیستند و رنج سفر را بجان خریده تا سبلان از کدام سوی اجازه رخصت و صعود بفرماید و دمی در کنارش پذیرایشان باشد و تشنه تر و خمارتر از پیش راهیشان سازد. 



از آغاز هفته چشم به آسمان دارم و دست در دامن دوستان تا این سعادت نصیب کدام یک بشود با هرکس که گمان دارم  درصدی تمایل دارد تماس میگیرم : یکی کار دارد ، یکی درس دارد ، یکی شاگرد ندارد ، آن دیگری در دسترس نیست ، یکی بهانه می آورد ، یکی می گوید زود است ، دیگری اظهار میدارد تعداد کم است ، خلاصه آخر از سر ناچاری محسن را در جریان میگذارم و با سبک سنگین کردن میگوید که آخر هفته برویم سه شنبه در جلسه گروه موضوع را مطرح و اصغر نیز تمایل به همکاری مینماید بدلیل برگزاری مراسم سالگرد (پدرم) در روز پنجشنبه مجبور میشویم برنامه را روز جمعه آغاز کنیم ، پنجشنبه بعد از مراسم خیلی دیر وقت بخانه می آییم ( َ30/12) علی و دوستانش هم زمان می آیند و چادر مسعود را به امانت در اختیارمان میگذارند ظرف نیم ساعت کوله ام را بسته و ساعت را روی َ15/4 کوک میکنم قرارمان ساعت 00/5 است ده دقیقه مانده به 00/5 روز جمعه 25/1/85 در میدان هنرستان منتظر محسن هستم محسن نیز در این ماه برنامه شفت را داشت که بدلیل هوای خراب و نبود نفر تا بحال این برنامه را اجرا نکرده است با هم به سراغ اصغر می رویم و هر سه راهی میشویم ساعت حول و حوش َ30/5 است نان تازه ای میخریم و در گرگ و میش صبح براه می افتیم در چشمه سیدلر صبحانه را که اصغر زحمتش را کشیده خورده و سریعا ادامه میدهیم مسیرمان : میانه – بستان آباد – سراب و سرعین است که ساعت 00/12 با عبور از روستای آلوارس و دقیقا 10 کیلومتر راه آسفالت به پیست اسکی آلوارس میرسیم .                                                    
هوا آرام است پیست اسکی تقریبا مشتری دارد آقای روحی را میبینم که سالهای قبل در صعود به هرمها در نگهبانی پیست با هم سلام و علیک کردیم بساط نهار را همانجا میگسترانیم و اصغر و محسن کباب میخورند و من هم سهم سارا را که همواره غذایش نصفه نیمه میماند وسایلمان را جمع و جور میکنیم و وسایل اضافه را در ماشین و اضافه تر از آن در کوله ها جای میگیرد محسن تماما رفتار و حرکاتش مطابق برنامه های گلگشتی است سبلان را با شفت قاطی کرده ، اصغر تجربه اش بیشتر است و تحمل حرکاتش راحتتر و قابل قبولتر .                      

 کوله هایمان را به دوش کشیده و آماده هستیم . گرای سبلان و قله آن از پیست اسکی N است
از راه خاکی چند ده متری مانده به پیست صعود را آغاز و خودمان را یواش یواش گرم میکنیم . گرای انتهای جاده خاکی در گرمای ظهر آب شده و به همراه خاک مسیر را گلی و صعود را مشکل و آنچنان دلچسب نیست به هر صورت ساعتی بعد به انتهای جاده میرسیم و ناگاه چشم اندازی بسیار زیبا ، عمیق ، گسترده و البته کاملا زمستانی جلوی چشمان پدیدارمیشود .

                                                                        
تهیه و تنظیم:

سعید درگاهی


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 17:47  توسط xavi  | 

خدایا

خدايا ! عقيده ي مرا از دست عقده ام مصون بدار

خدايا ! به من قدرت تحمل عقيده ي مخالف ارزاني كن

خدايا! رشد عقلي و عملي ، مرا از فضيلت ِ تعصب ، احساس و اشراق محروم نسازد

 خدايا ! مرا همواره آگاه و هوشيار دار ، تا پيش از شناخت ِ درست و كامل كسي يا فكري مثبت يا منفي قضاوت نكنم.

 خدايا ! جهل آميخته با خود خواهي و حسد ، مرا رايگان ابزار قتاله ي دشمن ، براي حمله به دوست نسازد.

 خدايا ! شهرت ،مني را كه مي خواهم باشم ، قرباني مني كه مي خواهند باشم  نكند

 خدايا !  در روح من اختلاف در انسانيت را با اختلاف در فكر و اختلاف در رابطه با هم مياميز ، آنچنان كه نتوانم اين سه اقنوم جدا از هم را باز شناسم.

 خدايا !  مرا به خاطر حسد ، كينه و غرض ، عمله ي آماتور ظلمه مگردان.

 خدايا ! خود خواهي را چنان در من بكش كه خود خواهي ديگران را احساس نكنم و از آن در رنج نباشم

 خدايا !  مرا در ايمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصيان مطلق باشم

 خدايا ! به من تقواي ستيز بياموز تا در انبوه مسئوليت نلغزم و از تقواي ستيز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم

 خدايا !  مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان

 اضطراب هاي بزرگ، غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن

لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و درد هاي عزيز بر جانم ريز.

 خدايا!  مگذار كه آزادي ام اسير پسند عوام گردد....كه دينم در پس وجهه ي دينيم دفن شود...كه عوام زدگي مرا مقلد تقليد كنندگانم سازد..كه آنچه را حق مي دانم بخاطر اينكه بد مي دانند كتمان كنم

 خدايا ! به من توفيق تلاش در شكست..صبر در نوميدي..رفتن بي همراه..جهاد بي سلاح..كار بي پاداش..فداكاري در سكوت..دين بي دنيا..خوبي بي نمود...دين بي دنيا...عظمت بي نام... خدمت بي نان..ايمان بي ريا...خوبي بي نمود...گستاخي بي خامي...مناعت بي غرور..عشق بي هوس ..تنهايي در انبوه جمعيت...ودوست داشتن بي آنكه دوست بداند...روزي كن

خدایا !آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز

تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد

وآنگاه از پس توده ی این خاکستر

لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی

شسته از هر غبار طلوع کند

خدايا !

 

نیایش/دکترعلی شریعتی

  مژگان یوسف پور


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 17:0  توسط xavi  | 

نکاتی برای گرم ماندن در کوه

برای شما به عنوان یک کوهنورد حتما پیش آمده که با سرما دست و پنجه نرم کرده باشید و  قاعدتا خاطرات و مخاطرات بسیار ی را با این پدیده ی طبیعی تجربه کرده اید. کسی نمیتواند حال خوشی داشته باشد و از طبیعت کوهستان لذت ببرد ؛ در حالی که از سرما می لرزد . رعایت چند نکته ساده می تواند لحظات خوشی را در کوه برایمان رقم بزند .

عوامل دخیل در از دست رفتن گرمای بدن : ارتفاع , خستگی , تغذیه نامناسب , لباس نامناسب , کم آبی , مصرف داروهایی مثل داروهای فشار خون و مصرف مواد مخدر و نیز مصرف الکل (به دلیل گشاد کردن عروق موجب از دست رفتن بیشتر حرارت می شود) , بیماری ها از جمله بیماری قلبی و تنفسی , عدم تحرک , رطوبت , باد , خیس بودن لباس ها , از دست رفتن خون و ...

موارد اساسي براي گرم ماندن :
• خشک ماندن: آب ُ٬گرما را بهتر از هوامنتقل مي‎کند. مقدار آبي که در لباس شما نگه داشته شده . هنگامي که رطوبت تبخير مي‎شود علاوه بر اين که شما را خنک مي‎کند، گرماي بدن شما را نيز تبخير مي‎کند.


• جلوگيري از نفوذ باد: باد اتلاف گرما را زياد مي‎کند و آن را به خارج هدايت مي‎کند و جريان هواي خنک را فعال مي‎کند. بهترين راه حل ضد باد بودن اين است که يک لايه زيرين با بافت ريز به صورت استرچ (کمي چسبناک) بپوشيد. اين کار باعث مي‎شود تا تنفس رطوبت برقرار باشد، اما باد کمتري نفوذ نمايد.


• لايه‎اي براي نگهداري گرما: فضاي بين بافتهاي پوشاک شما لايه‎اي از گرما را بين پوست شما و پوشاک نگهداري مي‎کند. اين مقدار هوا بستگي به مقدار پوشاک دارد. در صورتي که لايه‎هاي پوشاک شما تک تک باشد گرماي کمتري را از دست مي‎دهيد. اين روش به شما اجازه مي دهد تا دماي بدنتان را با توجه به باد، نوع فعاليت، دماي هوا و رطوبت خودتان تنظيم کنيد.

خانمها نسبت به آقايان در برابر سرما حساسترند. رگهاي خوني روي پوست خانمها زودتر منقبض مي‎شوند. در يک نتيجه‎گيري خانمها سرما را زودتر حس مي‎کنند، بخصوص زماني که به شدت خسته باشند. اگرچه بانوان درصد بافتهاي نگهدارنده چربي بيشتري دارند، معمولاً ماهيچه و عضله آنها کمتر است و هنگام ورزش کمتر گرما توليد مي‎کنند.


در صورتي که سرما را احساس کرديد، مايعات و خوراکي گرم بخوريد. اين نکته مهم را فراموش نکنيد و پوشاک گرم اضافي همراه داشته باشيد .

برگرفته از سایت"ایران کوه"و کتاب پزشکی ارتفاغ

حبیبه علوی


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 12:57  توسط xavi  | 

چگونگی حرکت در راه پیمایی های طولانی

در کوه پیمایی،قدم های متعادل و اهنگ ثابت و سرعت یکنواخت رکن اساسی میباشد.چنان چه یک روش کوه پیمایی بسیار مهم را تعیین کنیم که در آن سرعت راهپیما تنظیم و انرژی ذخیره به طور متعادل مصرف گردد آن روش،قدم برداشتن توام با استراحت میباشد.
راه پیمایی در کوهستان همراه با صرف انرژی زیاد است.لذا پاها و شش ها احتیاج به یک زمان کوتاه استراحت در خلال حرکت دارند و در قدم اهسته همان طور که در هر گام یک لحظه استراحت و مکث وجود دارد،تعداد تنفس میباید با این جریان تطبیق داده شود.به طور مثال،در شرایط معمولی هر سه یا چهار گام یک عمل دم و هر سه یا چهار گام دیگر با عمل بازدم هماهنگ میگردد.در این مثال،گام ها سریع تر از ریه های شخص عمل میکند و در واقع گام ها باید در مکث به وجود امده استراحت کنند لکن در ارتفاعاتی که هوا رقیق است ریه ها احتیاج به مکث دارند و در ازای هر دو یا سه یا پنج نفس یک قدم برداشته میشود.
در ارتفاعات بالاتر کوهنورد باید اگاهانه نفس عمیق،سریع و پشت سر هم بکشد و در ارتفاعات پایین عضله های پا هستند که احتیاج به زمان بیشتری جهت کسب انرژی دارند.یک عامل مهم در راه پیمایی توام با استراحت هماهنگی فکری و روحی میباشد.اگر هنگام حرکت دچار تنگی تنفسی بشویم و نتوانیم به راحتی لاقل برای مدت یک ساعت با دیگران صحبت نماییم میتوان نتیجه گرفت که سرعت قدم برداشتن زیاد است.قدم برداشتن اهسته و متعادل نیز احتیاج به سرعت ثابت و ایستادن کمتری دارد و بهتر از قدم برداشتن سریعی است که نیاز به استراحت بیشتری دارد به قول معروف:رهرو ان است که اهسته و پیوسته رود       رهرو ان نیست گهی تندو گهی خسته رود
یک کوه پیما باید بدون نیاز به استراحت لااقل به مدت یک ساعت راه پیمایی نموده و بتواند در روی شیب های تند با هماهنگی قدم برداشته و تنفس خود را کنترل نماید.یک فرد مبتدی نباید بیشتر از 10 کیلومتر در روز راه پیمایی نماید،مخصوصا در شرایطی که ارتفاع بیشتر از 1500 متر میباشد.البته در مناطق برفی و سنگلاخ این ساخت به تناسب کاهش میابد.

گرد اوری:کتاب اموزش کوه پیمایی و کوهنوردی تالیف غلامحسین حسن پور

 

مژگان یوسف پور

لينک ثابت | نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 22:28  توسط xavi  | 

لیوان آب را زمین بگذار

استادی در شروع کلاس درس،لیوانی پر از آب برداشت و آن را بالا گرفت تا همه ببینند.سپس از شاگردان پرسید:به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟شاگردان جواب دادند:50 گرم ،استاد گفت:من بدون وزن کردن نمیدانم دقیقا وزنش چقدر است.اما سوال من اینست اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم،چه اتفاقی خواهد افتاد؟شاگردان گفتند :هیچ اتفاقی نمی افتد.استاد پرسید:خوب اگر من یک ساعت همین طور نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟یکی از شاگردان گفت :دست تان کم کم درد میگیرد:استاد گفت:حق با توست.حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟شاگرد دیگری گفت:دست تان بی حس میشود ،عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید.استاد گفت:خیلی خوب است.ولی ایا در این مدت چیزی از وزن لیوان تغییر کرده؟شاگردان جواب دادند:نه.

استاد ادامه داد:پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟در عوض چه باید بکنم؟شاگردان گیج شدند.یکی از انها گفت:خوب لیوان را زمین بگذارید!استاد گفت :دقیقا مشکلات زندگی هم مثل همین است اگر انها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید اشکالی ندارد.اگر مدت طولانی تری به انها فکر کنید درد می کشید،اگر بیشتر از ان نگه شان دارید فلجتان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است.اما مهمتر ان است که در پایان هر روز و پیش از خواب انها را زمین بگذارید.به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید.هر روز صبح سر حال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مساله و چالشی که برایتان پیش می اید برایید.دوست من یادت باشد که لیوان را همین امروز زمین بگذاری،زندگی همین است.
                                                                 

  

                                                برگرفته از مجله موفقیت 

                                                                                                                   مژگان یوسف پور

لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 23:26  توسط xavi  | 

وسایل سنگ نوردی(وسایل فنی)

سنگ نوردی دارای وسایل بسیار زیادی می باشد که سنگ نورد با داشتن آنها میتواند اقدام به صعود از دیواره ای نماید این وسایل عبارتند از:

1.طناب:

بعد از کفش کوهنوردی مهمترین وسیله سنگ نوردی طناب میباشد.در سنگ نوردی سلامت و نجات هر سنگ نورد بستگی به طناب او دارد.جنس طناب از نایلن یا پرلن است و دارای پوسته و هسته میباشد و دارای خاصیت دینامیکی بسیار خوبی است.پوسته از جنس ابریشم مصنوعی و هسته از جنس پلی امین میباشد.طناب ها به رنگ فسفری میباشد.طناب سنگ نوردی حالت دینامیکی دارد ولی طناب غار نوردی حالت استاتیکی دارد و حالت ارتجاعی آن کم است.طناب ها بنابر کارایی و مورد استفاده قرار گرفتن به چند نوع تقسیم بندی میشوند:

 

الف: طناب 3 میل متری:برای بند کفش معمولا از این طناب استفاده میکنند و همچنیین در حمایت ابزار کوهنوردی از جمله بستن دسته چکش به صندلی فرود از این طناب استفاده می شود

ب: طناب 5 میلی متری:دواستفاده مهم دارد:1.در رکابهای کوهنوردی از آن استفاده می شود.2.برای گره پروسیک نیز از آن استفاده می شود.

ج: طناب 7 میلی متری:از دو لای آن برای فرود استفاده می شود و در بلوک ه و در حمایت های میانی نیز از ان استفاده میشود و در کار گاها نیز مورد استفاده قرار میگیرد.

د: طناب 9 میلی متر:در فرود و صعود از ان استفاده میشود.بیشتر در فرود ها مورد استفاده قرار میگیردو به ان نیم طناب نیز میگویند

س: طناب 11 میلی متری:برای صعود های بلند و کرده ای مورد استفاده قرار میگیرد.در پاندولی ها نیز از ان استفاده می شود.

در بین طنابها طناب 9 میلی متری به خاطر سبکی بیشترین استفاده را دارد.

 

محافظت از طناب

1.   نباید ان را در معرض خورشی قرار داد.

2.   از قرار دادن در روی لبه تیز سنگ و صخره خود داری شود.

3.  با مواد شیمیایی مانند صابون و غیره شسته نشود فقط با اب خالی و ولرم ان را بشویید

4. چک کردن  کامل آن به هنگام جمع کردن

5.  به خاطر داشته باشید عمر مفید هر طول طناب حدود 5 سال است حتی اگر هر گز از ان استفاده نکرده باشید

6.  عمر طنابها بستگی به نوع استفاده ای دارد که از ان میشود.جان یک سنگ نورد بستگی به طناب او دارد پس از آن  به خوبی مواظبت نمایید.یک طول طناب معمولا 50 متر میباشد.

 

  مژگان یوسف پور

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 23:20  توسط xavi  | 

چقدر شبیه خودت میشوی،وقتی:

در زندگی ات عمل،بیش از حرف نقش ایفا می کند.

 

منکر ترس نمی شوی اما با هر نوع ان به صورت کاملا منطقی بر خورد می کنی.

 

هروز بارها و بارها به خودت می گویی:هی!تو فوق العاده ای....فوق العاده

 

برای زیبا شدن سیرتت تلاش می کنی.

 

کارهایی-هر چند کوچک-که می توانی برای مردم شهرت انجام دهی،یادداشت کرده و هر هفته به یکی عمل کنی

 

وقتی کسی از اطرافیانت در مسیر پیشرفت قرار می گیرد،اورا عقب نمی کشی بلکه کمکش می کنی تا راحت تر و سرع تر مسیرش را طی کند.

 

همیشه سعی می کنی از مفهوم"اتحاد با دیگران"در جهت مثبت-کمک به افراد-استفاده کنی نه در جهت منفی آزرده کردن یک نفر.

 

وقتی مشکلی در زندگی داری-مثلا بیماری-سعی می کنی دلیل آن را در اندیشه های خودت پیدا کنی.

از زندگی معنوی انسان ها،مرزهای جغرافیایی را بر می داری.

 

با برقراری تعادل در امور زندگی ات اوضاع را کنترل می کنی.

 

 

خودت را برای اشتباهات و کم کاری های گذشته سرزنش نمی کنی بلکه سعی می کنی دیگر انها را تکرار نکنی.

 

اعتقاد داری که آفریده با عظمتی هستی.

برگرفته ا زمجله موفقیت

مژگان یوسف پور

لينک ثابت | نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 23:18  توسط xavi  | 

گزارش و گزارش نويسي در برنامه هاي کوهنوردي

گزارش


الف) تعريف:
گزارش عبارت است از برداشت، شرح و نگارش ماوقع يک برنامه کوهنوردي .


برداشت: شامل ديدگاه هاي نويسنده گزارش از يک برنامه کوهنوردي به لحاظ ورزشي، اجتماعي، فرهنگي، عاطفي، احساسي و ... مي باشد که مي تواند يک يا چند و يا همگي موارد فوق را  در بربگيرد.


شرح: توضيحات در چگونگي شروع برنامه، ادامه برنامه  و پاين يک برنامه کوهنوردي است.


نگارش: ثبت برداشت ها، ديدگاه ها ، توضيحات و ... است.

 
   ب)يک گزارش کامل موارد زير را شامل مي شود:
1- فلسفه شروع
2- آغاز برنامه
3- متن گزارش
4- پايان گزارش
5- مشخصات برنامه
6- کروکي
7- عکس هاي برنامه


     (ب1) فسلفه شروع
توضيحات و شرحي در چگونگي شکل گيري و اجراي يک برنامه کوهنوردي، قبل از شروع و اجراي برنامه


    (ب2 ) آغاز برنامه
توضيحات و شرحي بر چگونگي آغاز برنامه که شامل» (محل شروع برنامه- ساعت شروع- نوع وسيله نقليه- نفرات شرکت کننده- نفرات غائب- بدرقه کنندگان- مهمان برنامه و ...)


     (ب3) متن گزارش
 قسمت اصلي و متن گزارش که توضيحاتي جامع و کامل از آنچه در يک برنامه کوهنوردي به وقوع مي پيوندد شامل: [خاطرات – حوادث- ماجراها- نحوه صعود و فرودها- استراحت ها- مسائل پيرامون شب ماني- آب و هوا و اوضاع جوي- پوشش گياهي و تنوع جانوري منطقه- آداب و رسوم و فرهنگ مردمان پيرامون محل اجراي برنامه- مسير ها (پاکوب- راه خاکي- مالرو- يال- گردنه- گرده- ديواره- جنگلي و ... ) گراهاي مسير هاي مشخص- مشخصات مسير- محل هاي داراي چشمه و آب- توضيحاتي در روستاها و مکان هاي عبوري و ...]


    (ب4) پايان گزارش
 قسمت پاياني گزارش که به محل پايان برنامه- ساعت پايان – تعداد نفرات در آخر برنامه- مسير برگشت به مبدا صعود- برگشت به محل اقامت (شهرستان) و ...

  تهيه و تنظيم:
سعيد درگاهي
سال 1384


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 11:18  توسط xavi  | 

کجا؟ توچال؟ همین که هر روز از جلوش رد می­شیم؟

به نام حضرت دوست

ـ سلام, چطوری؟ آخر هفته نبودی! چرا چشم و دماغت قرمز شده؟

کجا؟ توچال؟ همین که هر روز از جلوش رد می­شیم؟

- آره بابا, همین که هر جمعه بچه­ها که دلشون می­گیره به دامنه­هاش پناه می­برن تا یه هوایی تازه کنند , همین توچال! ولی اون بالا بالاهاش. . .

- پس این قیافه چیه؟ قطب رفته بودی دختر؟ از اون بالا بالاهاش می­گفتی. . .

- اونجا به قول آقای نجاریان سگ رو که بزنی تو این سرما اینجا نمی­یاد, چه برسه به آدم! ولی دو دسته هستند که اینجا پیداشون می­شه: یکی دسته­ی خوش­تیپها و اون یکی دسته­ی خوش­مرامها! دسته­ی اول, روزهایی که یه آفتاب نرم و حسابی اینجا بیفته میان, تلسی, داد کوهستان و بیداد Mp3 ها, با غروب آفتاب ازشون چند­تا رد موازی می­مونه و خودشون تو سیل چراغهای شهر حل می­شن. فقط دسته­ی دومی ها هستند که می­مونند و بعدِ خورشید,  گله گله­های نور رو با زمینه­ی رنگ چادرها به دل دشت می­یارن. اینکه قیافم این شکلی شده به این خاطره که این اولین تجربه­ی صعود زمستانی من بود و هنوز بدنم تو شُک چیزهای عجیب غریبیه که دیده و اینهمه تجربه که برای زنده موندن بدست آورده!

با خودم می­گفتم یه مسیری که تو تابستون ٢ یا ٣  روزه صعود می­کنند, تو زمستون می­شه ۷ – ٨ روز, عجب کیفی میده! تازه می­فهمم که شارژ آدم هم مثل باطریه, مثل موبایلهامون که دشارژ شد ممکنه همین­طوری بشه. بعضی وقتها مردن زیر گوش آدمه.

این از اون دسته برنامه­ها بود که قبلش مدتی بود تمرینهام قطع نشده بود و از این جهت کلی به خودم مطمئن بودم که آماده­ام .ولی اگه از بچه­ها بپرسین می­گن طرف تو برنامه مُرد! ولی اینبار تو ذهن من که ظاهرا داشتم می­مردم یه جریان دیگه متولد می­شد و چهار دست و پا شروع می­کرد به راه­رفتن. و اون درک جمله­ایی بود از نیچه:              

                                       هر چیزی که نکشدم, نیرومندترم می­کنه!

نفیسه خسروی


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 22:23  توسط xavi  | 

لطفا کمی مکث کنید

آسانترین راه اشنایی یک سلام است ولی گرم و صمیمی

آسانترین راه قدر دانی یک تشکر ساده است ولی خالص و صمیمانه

آسانترین راه عذر خواهی عدم تکرار اشتباه قبلی است

آسانترین راه ابراز عشق به زبان آوردن آن است

آسانترین راه رسیدن به هدف خط مستقیم است

آسانترین راه پول در آوردن آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی

آسانترین راه احترام اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است

آسانترین راه جلب محبت آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت بکنی

آسانترین راه رسیدن به آرامش آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی

آسانترین دوستی همیشه بهترین دوستی نیست این را به خاطر بسپار

آسانترین بحث بحث درباره چیزهای خوب و امیدوارکننده است

آسانترین برد آن است که خود را از پیش بازنده ندانی

آسانترین و در عین حال با ارزشترین عشق بی ریاترین آن است

آسانترین راه بودن آن است که خود را همان طور که هستی بپذیری

ساده ترین راه خوب زیستن ساده زیستن است

حالا کمی مکث کنید و ببینید به همین راحتی می توانید آ سان و ساده روزگار را به خوشی سپری کنید

برگرفته از مجله موفقیت

مژگان یوسف پور

لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 11:23  توسط xavi  | 

الماسهایی از مولانا

ایا برای رسیدن به خدواند باید از دنیا و زیباییهای ان دوری جست؟ایا دنیا دشمن دین است؟ایا راه رسیدن به معنویت ریاضت دادن به جسم و دشمنی با ان است؟ایا عرفان یعنی پرهیز کردن از خوردن خوابیدن دیدن و شنیدن؟حضرت مولانا که خود با غزل گویی و پایکوبی به حقیقت رسیده با چنین تفکر بد بینانه ای نسبت به زندگی و دنیا شدیدا مخالفت کرده و در جای جای مثنوی ان را مغایر با دین میداند.اب درکشتی هلاک کشتی است      اب در بیرون کشتی پشتی است     یعنی تا زمانی که تو سوار بر ان هستی مشکلی پیش نخواهد امد  فقط مواظب باش تا بر تو سوار نگردد که در این صورت غرق شدن حتمی است.یعنی میتوانی در قصر زندگی کنی اما هرگز اجازه نده که قصر در تو زندگی کند و تورا اسیر و گرفتار خودش بسازد.ودر جایی دیگر مولانا اشاره میکند   چیست دنیا؟از خدا غافل شدن      نه طلا و نقره و فرزند و زن    پس موضوع فقر و ثروت مطرح نیست   میتوان علی رغم ثروتمند بودن به انها نچسبد و از یاد خداوند غافل نشد این یعنی رهایی از دنیا.یعنی برای رسیدن به خدوند نیازی به ترک دنیا نیست نیازی نیست که از ان چشم پوشی کرده و به کوه ها پناه ببریم.ان دنیایی که باید ترک شود دنیای نعمت ها  امکانات و لذتها نیست  بلکه دنیای وابستگی ها اسارتها و غفلت ها است.البته در کوهستان احساس ارامش وجود دارد.انسان شروع میکند به فکر کردن که سکوت تمام وجودش را فرا گرفته  دیگر از وسوسه هایی که در شهر به سراغش می امدند خبری نیست  ظاهرا خشم و شهوت به کلی از بین رفته اند  و..... اما این تنها یک فریب است  این سکوت و ارامش متعلق به خود کوهستان است    سکوتی نیست که ما به ان رسیده باشیم.ما ان را قرض گرفته ایم تقلبی است و ربطی به درون ما ندارد تنها زمانی میتوانیم مدعی داشتن ان بشویم که متعلق به خود ما باشد و بتوانیم در بطن جامعه نیز حفظش کنیم.ان وقت سکوت واقعی خواهد بود.تغییر دادن محیط فقط یک فریب است مساله این است که چگونه باید خودمان را تغییر دهیم  تا زمانی کهاز درون تغییر نکرده باشیم هرگز و در هیچ نقطه از دنیا روی ارامش را ندیده و در امان نخواهیم بود.چنان چه دشمن در بیرون از وجود ما باشد میتوان از ان گریخت و به جای امنی پناه برد.میتوان از ان دوری کرد به گونه ای که دستش به ما نرسد.اما چه میتوان کرد با دشمنی که همواره در کنار ماست  با خود ماست   از خود ماست و به جزیی از وجود ما تبدیل شده است؟در این صورت به هر جا هم که برویم حتی در دورترین نقطه دنیا باز هم خشم نفرت شهوت و تمام وابستگی ها  دلبستگی ها و نیز میل شدید دنیا دوستی را نیز سایه وار با خود به همراه خواهیم داشت                               

 هر که از غیری بود او را فرار         چون از او بگریخت میگیرد قرار

من که هم خصم خودم پس ناگزیر         تا ابد کار من امد خیز خیز

  نه به هند است ایمن و نه در ختن        ان که خصم اوست سایه خویشتن

 
ارسالی از مژگان یوسف پور    

لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:4  توسط xavi  | 

تبریک

و باز هم افتخار افرینی و باز هم زیبایی و باز یک نشان افتخار دیگر بر سر در گروه کوهنوردی اورست

.زیبایی همیشه زیبایی می افریند

.اقای" سعید درگاهی" وجود شما در گروه کوهنوردی اورست همیشه مایه افتخار و مباهات ما بوده و این بار نه برای صعود به قله و نه دیواره رفتن٬ بلکه به خاطر قلم توانا و دل روانتان .هر چند میدانیم این پیروزیها  در مقابل روح پر ابهت و با صلابت شما خیلی ناچیز است ولی اجازه دهید ما هم در این افتخار سهیم بوده و به شما عرض تبریک داشته باشیم.

گروه کوهنوردی اورست زنجان

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 12:0  توسط xavi  | 

انتخاب گزارش های آقای سعید درگاهی در جشنواره دوسالانه فیلم و گزارش

انتخاب ۳اثر از گزارش برنامه ها ی کوهنوردی ارسال شده توسط آقای سعید درگاهی در بخش نهایی جشنواره دوسالانه فیلم و گزارش برنامه های کوهنوردی انجمن کوهنوردان ایران

سومین دوره جشنواره دوسالانه فیلم وگزارش برنامه های  کوهنوردی به همت٬تلاش ومیزبانی انجمن کوهنوردان ایران در مورخه ۵و۶ دی ماه ۸۷در سالن آکادمی همایشهای بین المللی مجموعه ورزشی انقلاب تهران برگزار شد.در این دوره نیز از گروه اورست زنجان آقای سعید درگاهی با ۳گزارش:

۱-سبلان جبهه جنوبی

۲-گرده شمالی سبلان

۳-یال و گردنه شمالغربی سبلان

شرکت واز بین ۴۷ گزارش مکتوب ارسالی به این دوره از جشنواره ٬هر سه گزارش جزء ۱۲ اثر برگزیده در بخش نهایی جشنواره انتخاب شدند.

قابل ذکر است که ایشان در دوره های اول و دوم جشنواره نیز شرکت نمودند ودر هر دو دوره گزارشهایشان جزء گزارشهای برگزیده انتخاب شد.

لينک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 0:5  توسط xavi  | 

گزارش برنامه راهپیمائی مسیر گردنه باکلور آببر به منطقه جنگل گشت رود خان

 

سرپرست برنامه :محمد میربهاء


      با سلام و خسته نباشید خدمت همنوردان عزیز

باز هم عمری شد تا بتوانیم بار دیگر در کنار دوستانمان از طبیعت جنگل لذت ببریم طبق سالهای گذشته که برنامه جنگل بعهده اینجانب بود این بار هم طبق برنامه شش ماهه دوم سال 87 یک هفته قبل از برنامه با ثبت نام اعضاء گروه و مهمانان عزیز جهت هر چه بهتر اجرا شدن برنامه فوق و با هماهنگی مینی بوس و نیسان و تهیه چادر و لوازم مورد نیاز به تعداد نفرات شرکت کننده آماده شده و آخرین قرار در جلسه گروه در ساعت 5 صبح مورخ 2/8/87 تعیین شد و تمامی اعضای گروه ثبت نام کرده بودند که در ساعت فوق در جلوی دفتر گروه جمع شویم در ضمن لازم به توضیح است که یکدستگاه مینی بوس بنز از طرف دانشگاه زنجان برای دانشجویان دختر آن دانشگاه در اختیار گروه گذاشته شده بود که در جابجائی تعدادی از اعضای گروه قابل توجه بود و یکدستگاه مینی بوس اویکوکه چندین بار قبلا با آن به برنامه رفته بودیم و یکدستگاه مینی بوس بنز دیگر جهت بردن اعضای گروه آقای نجاریان که از زنجان و ارومیه و نقده که با مسئولیت خود آقای نجاریان جهت شرکت در برنامه جنگل هماهنگ کرده بودیم و تعدادی هم از تهران با اتوبوس جهت اجرای برنامه آقای نجاریان از تهران عازم آببر شده بودند همگی آماده یک برنامه 3 روزه شدیم  به هر حال با جمع کردن کوله ها در داخل ماشینها در ساعت 40/5 دقیقه صبح از جلوی دفتر به طرف آببر حرکت کردیم در میدان هنرستان بعلت تنگی جا پنج نفر از اعضاء شرکت کننده با سواری پیکان عازم آببر شدند در ساعت 8 صبح در جلو قهوه خانه همیشگی توقف کردیم مهمانان تهرانی هم رسیده بودند و صبحانه خورده بودند و آماده حرکت به گردنه جمال آباد بودند تعداد 7 دستگاه نیسان هم که قبلا هماهنگ شده بودیم همگی در محل حضور داشتند اعضای گروه ما جهت صرف صبحانه در داخل قهوه خانه جمع شدند و من هم به علت قاطی نشدن اعضای گروه آقای نجاریان با ما شروع به سوار کردن تیم آنها به نیسان کردم تعداد نفرات گروه آقای نجاریان جمعا حدود 55 نفر بودند که من تعداد 4 دستگاه نیسان برای آنها رزرو کرده بودم ولی متاسفانه نفرات با پر شدن داخل ماشینها بدون گوش کردن به حرف  من با سه دستگاه نیسان به طرف گردنه جمال آباد حرکت کردند که این رفتار آنها از نظر اخلاقی اشتباه بود که قرار بود راننده ها هر دستگاه 15 نفر را ببرند و نه 18 یا 19 نفر را و همچنین خطری که در راه بعلت سنگینی ماشینها بود ممکن بود خطر آور باشد به هر حال همه اعضاء سلامت به گردنه رسیدند ما هم بعد از صرف صبحانه و جمع کردن کوله ها در سه دستگاه نیسان و با هماهنگی مینی بوس ها جهت برگرداندن ما در ساعت 45/8 دقیقه بطرف گردنه ادامه دادیم در طول مسیر بعلت مشکل یکی از نیسانها که حامل دانشجویان بود در چند جا مجبور به هل دادن نیسان شدیم ولی بلاخره در ساعت 15/10 دقیقه به آخرین محل که دیگر جاده تمام می شد رسیدیم اعضاء گروه آقای نجاریان هم در آنجا حضور داشتند ما با یک ربع معطلی و جمع جور کردن کوله ها قبل از تیم آقای نجاریان در ساعت 30/10 دقیقه حرکت کردیم

 


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 23:50  توسط xavi  | 

در وصف سفر شفت :

یه وقتایی یه چیزایی یه کسایی اینقدر برای آدم عزیزن که حتی دلت نمیاد اونارو روی فیلم دوربین ثبتشون کنی ، دلت میخواد فقط تو دلت باشن ، دلت میخواد فقط تو ذهنت موندگار بشن ، یه وقتایی یه چیزایی یه کسایی اینقدر برات ارزش دارن که حتی نمی خوای درباره اشون با کسی حرفی بزنی ، سفر شفت با آدماش با گروهش با حضور پر رنگ خداش برای من از اون یه وقتایی یه چیزایی یه کسایی بود ، سفر شفت فقط یه سفر نبود نقطه عطفی بود برای منو دل من ، اومده بودم با خدای خودم خلوت کنم ، آخه خلوت کردن با خدا زیارتگاه و مرقد نمی خواد ، فقط کافیه پاتو بذاری تویکی از این نقاشیهای خوب خدا ، اومده بودم تو خلوت خودم فریاد بکشم و باش حرف بزنم ، اونجا خدا اینقدر بهم نزدیک بود که نیازی به فریاد نبود ، تو هر نفسم ، تو هر نگام ، حضورشو لمس میکردم . موندم از گروه بگم یا از طبیعت ؟ از میربهاء بگم با اون همه مسئولیت پذیری ؟ از رضا بگم که گاهی اوقات با وجود خستگی فقط به خاطر دل ما میخوند ؟ از پیری بگم و سکوتش که یه دنیا حرف توشه ؟ از متانتش که تا آخر برنامه جایگاه خودشو که انتهای صف بود حفظ کرد ؟ راستی آقای پیری انتهای صف هم برای تنها بودن و فکر کردن جای بدی نیست ، از حمید بگم با چائیهای داغش و ظرفیت بالاش برای شوخیهای بچه ها ؟ از آقای احمدی که فلفل برنامه شده بود ؟ از خسروی که خیلی کمکم کرد؟ از مینا که حس می کنم فرستاده خدا برای من بوده که بتونم وارد این گروه ، وارد این دنیای قشنگ بشم ؟ آقای میربهاء ما آدمها وقتی بزرگ میشیم یاد می گیریم به کسانی که دوستشون داریم نگیم که دوستشون داریم ، یاد می گیریم نخندیم ، یاد می گیریم تو خیابون زیر بارون نرویم ، یاد می گیریم تظاهر کنیم ، یاد می گیریم فخر بفروشیم ، ولی من دلم نمی خواد هیچوقت بزرگ بشم برای همین تو دنیای بچگی خودم می گم

مژگان یوسف پور


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 23:40  توسط xavi  | 

ارتباط با ما

گروه کوهنوردی اورست زنجان

 

     دوستان عزیز:

 

جهت ارتباط با روابط عمومی گروه اورست با آدرس   majidpiri@gmail.com

تماس بگیرید.۰

 

 

لطفأنظرات٬پشنهادات ومطالب خود رابه آدرس

  

                                              everestgroup.zanjan@gmail.com

 ارسال نمایید.

 

جلسات هفتگی گروه روزهای سه شنبه ٬ساعت ۱۹در محل دفتر گروه برگزار می شود.

 

 

آدرس دفتر گروه:

 

        زنجان٬بلوار آزادی٬خیابان شرکت نفت٬روبروی شرکت نفت٬شرکت آبگستر 

 

        تلفن:          ۳۲۳۵۱۲۹  ۰۲۴۱

 

لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 2:39  توسط xavi  | 

آيين‌نامه انضباطي گروه كوهنوردي اورست زنجان

بسمه تعالي
گروه كوهنوردي اورست زنجان

مقدمه
گروه كوهنوردي اورست زنجان برمبناي اساسنامه، اصول گروه (دوستي، احترام مقابل، انضباط، انتقاد، رشد علمي، فني و فرهنگي ورزش كوهنوردي) و اين آيين‌نامه استوار است.
فصل اول «عضويت»
ماده 1) گروه كوهنوردي اوريت زنجان داراي سه نوع عضو مي‌باشد: عضو رسمي، عضو آزمايشي و عضو افتخاري
ماده 2) افرادي كه خواهان عضويت در گروه باشند، مي‌بايست پس از شركت در يك جلسه هفتگي و دو برنامه گروه، درخواست كتبي عضويت خود را ارائه نمايند تا پس از اعلام نظر هيأت مديره، به عنوان آزمايشي پذيرفته شده و بتوانند در برنامه‌هاي گروه شركت نمايند.
ماده 3) عضو آزمايشي پس از حداقل 6 ماه فعاليت در گروه، در جلسه‌اي كه با حضور هيأت مديره تشكيل مي‌شود شركت كرده و در صورت دارا بودن معيارهاي عضويت كه در ماده 11 اساسنامه آمده به عضويت رسمي گروه پذيرفته خواهد شد.
ماده 4) هيأت مديره موظف است عضو آزمايشي را طي حداقل مدت پذيرش (6 ماه) با اساسنامه، آيين‌نامه و اصول گروه آشنا كند.
فصل دوم «جلسات عادي»
ماده 5) جلسات عادي گروه هفته‌اي يكبار رأس ساعت مقرر (با توجه به فصل و شرايط) در دفتر گروه تشكيل مي‌شود. در اين جلسه‌ها اعضاء رسمي، آزمايشي، افتخاري، ميهمانان جلسه و برنامه‌ها مي‌توانند شركت كنند.
تبصره: جلسات عادي گروه با حضور هر تعداد از اعضاء تشكيل خواهد گرديد.
ماده 6) ناظم جلسات عادي از بين اعضاء رسمي گروه و توسط هيأت مديره از قبل تعيين مي‌شود.
ماده 7) غيبت يا دير رسيدن اعضاء گروه به جلسات (به تشخيص ناظم جلسه) در آخر جلسه باعث تذكر از طرف ناظم و در صورت تكرار باعث توبيخ از سوي هيأت مديره خواهد شد. غائبين از جلسات قبلي نيز اعضايي كه دير به جلسه برسند، اعم از موجه و غيرموجه، حق اظهار نظر درباره مسائلي كه قبل از ايشان در جلسه به نتيجه و تصويب رسيده است را ندارند.
ماده 8) گزارش آخر هفته و تعيين هأيت سرپرستي براي آن، همواره در  دستور جلسات عادي قرار دارد.
ماده 9) چنانچه نسبت به موضوعي در جلسات عادي و مجامع عمومي رأي‌گيري شود، فقط اعضاي رسمي گروه حق رأي داشته و آراي اكثريت قابل اجرا است. اعضاء آزمايشي فقط مي‌توانند نظرات خود را ارائه نموده و از آن دفاع كنند.
ماده 10) بازرس مسئوليت نظارت بر اجراي دقيق تصميمات متخذه در جلسات هفتگي و هيأت مديره را دارد و در صورت قصور و عدم پي‌گيري، پاسخ‌گوي اعضاء خواهد بود.
تبصره: جلسه‌هاي عادي، حق تصميم‌گيري درباره مواردي كه در صلاحيت مجمع عمومي است را ندارد.
.


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 4:40  توسط xavi  | 

اساسنامه گروه كوهنوردي اورست زنجان

بسمه تعالي
گروه كوهنوردي اورست زنجان

اصول گروه:
دوستي، احترام متقابل، انضباط، انتقاد، رشد علمي، فني و فرهنگي ورزش كوهنوردي
اهداف: كوشش در راه پيشبرد و تعلين ورزش كوهنوردي همچنين تجهيز كوهنوردان به امور فني، آخرين روشها و اصول وابسته به آن نيز همكاري با گروههاي طرفدار محيط زيست.


بخش اول
اركان گروه:
ماده 1: گروه براي اداره امور خود داراي اركان زير مي‌باشد:
مجمع عمومي
هيأت مديره
ماده 2: مجمع عمومي گروه از اجتماع اعضاي گروه تشكيل مي‌شود. مقررات مربوط به حضور عدة لازم براي تشكيل مجمع عمومي، آراي لازم جهت اتخاذ تصميمات، در اساسنامه معين گرديده است.
ماده 3: مجامع عمومي عبارتند از:
مجمع عمومي مؤسس
مجمع عمومي عادي
مجمع عمومي فوق‌العاده
ماده 4: وظايف مجمع عمومي مؤسس
تصويب طرح اساسنامه گروه و در صورت لزوم اصلاح آن با آراء   اعضا
انتخاب اولين هيأت مديره و بازرس گروه با   حضور اعضا و مصوبات با   آراء قانوني خواهد بود.
ماده 5: وظايف عمومي عادي:
شنيدن گزارش هيأت مديره و بازرس همچنين بحث و اظهار نظر و تصميم‌گيري درباره عملكرد يكساله آنها
بحث و بررسي درباره نظرات، انتقادات و پيشنهادت اعضاء گروه
تعيين خط‌مشي و برنامه آينده گروه
انتخاب اعضاي هيأت مديره و بازرس جديد با ابقاي هيأت مديره و بازرس قبلي براي مدت يك سال
تصميمات و انتخابات با حضور و آراي اكثريت اعضاء حاضر در جلسه مجمع عمومي معتبر و قابل اجراست.
مجمع عمومي عادي مي‌تواند نسبت به كليه امور گروه به جز آنچه در صلاحيت مجمع عمومي مؤسس و فوق‌العاده است تصميم بگيرد.
ماده 6: وظايف مجمع عمومي فوق‌العاده
هر گونه تغيير در ماد اساسنامه
انحلال يا ادغام گروه در ديگر گروهها يا ادغام ديگر گروهها در گروه كوهنوردي اورست زنجان
آراء لازم براي رسميت يافتن اين مجمع با بيش از نصف آراء اعضا براي بار اول و در صورت عدم تشكيل براي بار دوم با حضور اعضا و مصوبات آراء جمع حاضر معتبر بوده و فاصله زماني مجمع اول با مجمع دوم دو هفته خواهد بود.
ماده 7: مجمع عمومي فوق‌العاده در صورت لزوم بنا به تقاضاي هيأت مديره يا بازرس يا به درخواست كتبي اكثريت اعضاء (حداقل نصف بعلاوه يك) به وسيله دعوت كتبي هيأت مديره يا بازرس تشكيل مي‌شود.
ماده 8: اخذ رأي در جلسات مجامع عمومي يا جلسات هفتگي بنا به توافق اعضا مي‌تواند به طريق مخفي يا علني باشد.
ماده 9: جلسات عادي گروه هفته‌اي يك بار در روز معين تشكيل مي‌گردد وظيفه آن بخث راجع به امور جاري گروه و نحوه اجراي برنامه‌هاي هفتگي است.

لينک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 4:32  توسط xavi  | 

نکاتی درباره کفش کوهنوردی

از قديم معروف بوده است که پا قلب دوم انسان و مخصوصا کوهنوردان است . بنابراين کفش که محافظ پا است از مهمترين وسايل و پوشاک کوهنوردي به شمار مي رود . کفش هاي قديم از چرم ساخته مي شد که بنا به شرايط مورد استفاده ضخامت و تعداد لايه هاي چرم متفاوت بود .

 يکي از اشکالات کفش هاي چرمي زمستاني وزن بالاي آنها بود که با اختراع لايه ها و پارچه هاي جديد با عناوين گورتکس - سيمپاتکس و تينسوليت تا حدي اين نقيصه جبران گرديده است . لايه گورتکس که در انواع پوشاک زمستاني کوهنوردي نيز بکار مي رود داراي خاصيت يک طرفه بودن است ؛


  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0:2  توسط xavi  | 

كد موزیك بیكلام

كد صوتی بی كلام